هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است که با وجود بیاعتنایی او، شاعر همچنان به امید وصال و عشق اوست. شاعر از اضطراب انتظار، شوق دیدار و رنج طعنههای مردم سخن میگوید و در عین حال، به رغم همه ناملایمات، عشق خود را حفظ میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند اضطراب، طعنه و ناامیدی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۲۲۱ - چون نظر در خواب بر خورشید رخسارش کنم
چون نظر در خواب بر خورشید رخسارش کنم
هر دم از تاب نگاه گرم، بیدارش کنم ۱
او به رغم من نمیآید برون، وز اضطراب
هر زمان از انتظار خود خبردارش کنم ۲
آفتاب شوق را چون از وصال آید زوال
گرمتر در آشناییهای اغیارش کنم ۳
طفل من محجوب و من بدنام و خلقی طعنهزن
سادگی بنگر که میخواهم به خود یارش کنم ۴
آنکه بدمستی به میلی کرد و می با غیر خورد
جای آن دارد اگر صد طعنه در کارش کنم ۵
هر دم از تاب نگاه گرم، بیدارش کنم ۱
او به رغم من نمیآید برون، وز اضطراب
هر زمان از انتظار خود خبردارش کنم ۲
آفتاب شوق را چون از وصال آید زوال
گرمتر در آشناییهای اغیارش کنم ۳
طفل من محجوب و من بدنام و خلقی طعنهزن
سادگی بنگر که میخواهم به خود یارش کنم ۴
آنکه بدمستی به میلی کرد و می با غیر خورد
جای آن دارد اگر صد طعنه در کارش کنم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۰ - آن رفت که وصلت به دعا میطلبیدم
گوهر بعدی:شماره ۲۲۲ - هلاک جان خود زان غمزه خونخوار فهمیدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.