هوش مصنوعی:
شاعر در این اشعار از عشق و فراق سخن میگوید و بیان میکند که چگونه در آرزوی وصال معشوق بوده و از خداوند مرگ در هجران او را طلب میکرده است. او از دوری از معشوق، چشمپوشی از دیگران، و گرمی بازار جفا شکایت دارد و آرزوی نزدیکی به معشوق و گفتوگوهای نهانی با او را دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی عرفانی و عاشقانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۲۲۰ - آن رفت که وصلت به دعا میطلبیدم
آن رفت که وصلت به دعا میطلبیدم
در هجر تو مردن ز خدا میطلبیدم ۱
آن رفت که در خیل غزالان من مجنون
چشم از همه پوشیده ترا میطلبیدم ۲
آن رفت که افسردگی بوالهوسان را
از گرمی بازار جفا میطلبیدم ۳
آن رفت که از بهر سخنهای نهانی
در بزم به پهلوی تو جا میطلبیدم ۴
آن رفت که پیش تو چو میلی دل خود را
در سلسله زلف دو تا میطلبیدم ۵
در هجر تو مردن ز خدا میطلبیدم ۱
آن رفت که در خیل غزالان من مجنون
چشم از همه پوشیده ترا میطلبیدم ۲
آن رفت که افسردگی بوالهوسان را
از گرمی بازار جفا میطلبیدم ۳
آن رفت که از بهر سخنهای نهانی
در بزم به پهلوی تو جا میطلبیدم ۴
آن رفت که پیش تو چو میلی دل خود را
در سلسله زلف دو تا میطلبیدم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۹ - دوش مستی را همآغوش جنون میساختم
گوهر بعدی:شماره ۲۲۱ - چون نظر در خواب بر خورشید رخسارش کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.