هوش مصنوعی:
شاعر در این ابیات از عشق و دلدادگی خود سخن میگوید و بیان میکند که چگونه خود را به آتش عشق و بلای آن افکنده است. او از خیال و تصویر معشوق در دلش میگوید و چگونه زهد و صلاح را در راه این عشق به آتش کشیده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۲۲۸ - باز آتشی به جان بلاکش فکندهام
باز آتشی به جان بلاکش فکندهام
خود را به دست خویش در آتش فکندهام ۱
سرگرمیی به عشق خودم دست داده است
هرگه نظر بر آن رخ مهوش فکندهام ۲
من از کجا، خیال عنانگیری از کجا
خود را بس اینکه در ره ابرش فکندهام ۳
نقش تو چون گذشته به دل، صد شکن درو
از پیچ و تاب زلف مشوش فکندهام ۴
رخت صلاح و زهد در آتش فکندهایم
میلی نظر چو بر می بیغش فکندهام ۵
خود را به دست خویش در آتش فکندهام ۱
سرگرمیی به عشق خودم دست داده است
هرگه نظر بر آن رخ مهوش فکندهام ۲
من از کجا، خیال عنانگیری از کجا
خود را بس اینکه در ره ابرش فکندهام ۳
نقش تو چون گذشته به دل، صد شکن درو
از پیچ و تاب زلف مشوش فکندهام ۴
رخت صلاح و زهد در آتش فکندهایم
میلی نظر چو بر می بیغش فکندهام ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۷ - از تو ای شمع، من سوخته خرمن سوزم
گوهر بعدی:شماره ۲۲۹ - وفای وعده گمان از تو بیوفا داریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.