هوش مصنوعی:
شاعر در این ابیات از عشق و شوق فراوان به معشوق سخن میگوید، با وجود درد و رنجی که متحمل میشود، باز هم شادمان است که به سوی معشوق میرود. او از نشنیدن سخنی از معشوق و بیپاسخ ماندن عشقش گلایه دارد، اما همچنان با امید و اشتیاق به سوی معشوق میشتابد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۲۳۱ - چند از کوی تو چون باد نیاسوده روم
چند از کوی تو چون باد نیاسوده روم
شادمان آیم و با گرد غمآلوده روم ۱
مهچو گل وقت هلاکم بگشا لب، مپسند
کز جهان یک سخن از لعل تو نشنوده روم ۲
او برون ناید و سوی درش از غایت شوق
میروم، گرچه یقین است که بیهوده روم ۳
تا کس از زردی رخسار، مرا نشناسد
سوی او چهره به خون جگرآلوده روم ۴
شادمانم که مرا شوق به سویش آرد
میلی از کویش اگر با تن فرسوده روم ۵
شادمان آیم و با گرد غمآلوده روم ۱
مهچو گل وقت هلاکم بگشا لب، مپسند
کز جهان یک سخن از لعل تو نشنوده روم ۲
او برون ناید و سوی درش از غایت شوق
میروم، گرچه یقین است که بیهوده روم ۳
تا کس از زردی رخسار، مرا نشناسد
سوی او چهره به خون جگرآلوده روم ۴
شادمانم که مرا شوق به سویش آرد
میلی از کویش اگر با تن فرسوده روم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۲۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۰ - ترا به کام رقیبان شنوده آمدهام
گوهر بعدی:شماره ۲۳۲ - ز بزمش با چنین خواری، نخواهم زود برخیزم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.