هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از ناامیدی و یأس خود از معشوق می‌گوید. او احساس می‌کند که هرچه بیشتر به معشوق امید بسته، بیشتر ناامید شده است. همچنین از گفت‌وگو و شکایت‌های بی‌فایده پشیمان است و احساس می‌کند عمرش به پایان رسیده، اما هنوز از جفاهای معشوق رهایی نیافته است.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاطفی و ناامیدی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد و درک کامل آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه عاطفی دارد.

شماره ۲۵۱ - دلم خوش است به نومیدی عنایت تو

دلم خوش است به نومیدی عنایت تو
که باور آیدم از دیگران شکایت تو ۱

ز ناامیدی‌ام ای ناله شرم باد ترا
کزین زیاده گمان داشتم سرایت تو ۲

ز گفت‌وگوی خود و مدعی پشیمانم
که ناامیدی‌ام افزود از حمایت تو ۳

به گفت‌وگوست دلم با خیالش ای ناصح
برو برو که ندارم سر حکایت تو ۴

چو میلی‌ام به نهایت رسید عمر و هنوز
نمی‌رهم ز جفاهای بی‌نهایت تو ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۱۹۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۵۰ - تا نیاید به میان حرف نهان من و تو
گوهر بعدی:شماره ۲۵۲ - از بس که کرده‌ام گله هر جا ز خوی او
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.