هوش مصنوعی:
شاعر از ترس و ناامیدی ناشی از دیدار معشوق میگوید و احساس میکند که حضور معشوق باعث رنج و مرگ او میشود. او از رفتارهای خشمگینانه و بیتوجهی معشوق شکایت دارد و آرزو میکند که پس از این، روزهای آرامش برایش فراهم شود.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و غمگینانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به رنج و مرگ نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارد.
شماره ۲۵۷ - گریزم از تو دم خشمگین رسیدن تو
گریزم از تو دم خشمگین رسیدن تو
که ناامیدیام افزون شود ز دیدن تو ۱
عنان کشیده چو از دور بینمت، میرم
که بهر قتل که باشد عنان کشیدن تو ۲
چو بیخبر ز سگان تو آمدم پیشت
مرا بسوخت خجل گشتن و رمیدن تو ۳
دلا به حالت مرگم، ترا بشارت باد
که بعد ازین، بود ایام آرمیدن تو ۴
کفایت است چو یک زخم او ترا میلی
چراست از پی تیغ دگر تپیدن تو ۵
که ناامیدیام افزون شود ز دیدن تو ۱
عنان کشیده چو از دور بینمت، میرم
که بهر قتل که باشد عنان کشیدن تو ۲
چو بیخبر ز سگان تو آمدم پیشت
مرا بسوخت خجل گشتن و رمیدن تو ۳
دلا به حالت مرگم، ترا بشارت باد
که بعد ازین، بود ایام آرمیدن تو ۴
کفایت است چو یک زخم او ترا میلی
چراست از پی تیغ دگر تپیدن تو ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۶ - با آنکه نیست آگهیام در جهان ز تو
گوهر بعدی:شماره ۲۵۸ - از بیم خوی تند تو، گاه عتاب تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.