هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از رنجهای عاشقانه و جفاهای معشوق میگوید. او بیان میکند که با وجود وفاداری و عشقش، معشوق با بیوفایی و عتاب ناعادلانه، او را رنجانده است. شاعر از جدایی دردناک و تأثیرات روحی و جسمی آن مینالد، اما در عین حال، به یاد معشوق و احساسات گذشته پایبند است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق، رنجهای عاطفی و جدایی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، بیان احساسات پیچیده و غمگین نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۲۶۴ - دلم ز بس که جفا دیده و وفا کرده
دلم ز بس که جفا دیده و وفا کرده
ترا به هیچکسی چون من آشنا کرده ۱
شدی چنان به من بیگناه، گرم عتاب
که شرمسار شدم از گناه ناکرده ۲
زمانه بس که به وصل تو دید خرسندم
به صد هزار فریب از توام جدا کرده ۳
تنم گداخته، جان خسته، دل شکسته، ببین
که این دو روزه جدایی به من چها کرده ۴
اگر شکایت میلی به غیر کرده، چه غم
همین بس است که آن شوخ یاد ما کرده ۵
ترا به هیچکسی چون من آشنا کرده ۱
شدی چنان به من بیگناه، گرم عتاب
که شرمسار شدم از گناه ناکرده ۲
زمانه بس که به وصل تو دید خرسندم
به صد هزار فریب از توام جدا کرده ۳
تنم گداخته، جان خسته، دل شکسته، ببین
که این دو روزه جدایی به من چها کرده ۴
اگر شکایت میلی به غیر کرده، چه غم
همین بس است که آن شوخ یاد ما کرده ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۳ - مینمایم خویش را وارسته از سودای او
گوهر بعدی:شماره ۲۶۵ - آنکه از پرسش یار است حجابآلوده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.