هوش مصنوعی:
شاعر در این اشعار از ناتوانی در حفظ عشق و آرامش سخن میگوید. او احساس میکند که هرچه تلاش میکند، نمیتواند معشوق را به دام بیاورد یا از او آرامش بگیرد. همچنین، از دوری و هجران معشوق و ناتوانی در دریافت پیامهایش گلایه میکند. شاعر به مینوشی و مستی نیز اشاره میکند، اما حتی در آن حالت نیز آرامش نمییابد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسن قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مینوشی و مستی ممکن است برای گروههای سنی پایین مناسب نباشد.
شماره ۱۷۸ - بوسه در آغوش ازان خودکام نتوانم گرفت
بوسه در آغوش ازان خودکام نتوانم گرفت
صید خود را درمیان دام نتوانم گرفت ۱
بس که بی آرام گشتم از رمیدنهای او
رام چون گردد به من، آرام نتوانم گرفت ۲
گر چنین خواهم به دام برگ ریز هجر ماند
از کف قاصد، گل پیغام نتوانم گرفت ۳
چند بر ساقی کند شوقم گرفت بیش و کم؟
مستیی خواهم که دیگر جام نتوانم گرفت ۴
بس که دورم همچو مغرب زان بت مشرق جبین
صبح اگر ساغر دهد، تا شام نتوانم گرفت ۵
صید خود را درمیان دام نتوانم گرفت ۱
بس که بی آرام گشتم از رمیدنهای او
رام چون گردد به من، آرام نتوانم گرفت ۲
گر چنین خواهم به دام برگ ریز هجر ماند
از کف قاصد، گل پیغام نتوانم گرفت ۳
چند بر ساقی کند شوقم گرفت بیش و کم؟
مستیی خواهم که دیگر جام نتوانم گرفت ۴
بس که دورم همچو مغرب زان بت مشرق جبین
صبح اگر ساغر دهد، تا شام نتوانم گرفت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۷ - خواهی به دیر زمزمه کن،خواه در حرم
گوهر بعدی:شماره ۱۷۹ - غنچه خواب آلود می گردد به دنبال قدح
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.