درباره طغرای مشهدی

طغرای مشهدی (درگذشته در سال ۱۰۷۸ ق) شاعر، نویسنده، سخن‌سرا و از مترسلان برجستهٔ سبک هندی است که در سدهٔ یازدهم هجری می‌زیسته است. طغرا در مشهد زاده شد و در همانجا به تحصیل ادب پرداخت.
در اواخر دوران جهانگیر گورکانی (حکومت: ۱۰۱۴–۱۰۳۷ قمری) به هند رفت. پس از مدتی، به‌عنوان منشی شاهزاده مرادبخش پسر شاه جهان (متوفی ۱۰۷۰ قمری) برگزیده شد و در کنار او به سیاحت در دکن و بخش‌های جنوبی هند پرداخت. مرادبخش در سال ۱۰۵۵ قمری به بلخ لشکر کشید و در سنهٔ ۱۰۵۷ قمری آن شهر را گشود. طغرا در این جنگ مرادبخش را همراهی می‌کرد و رسالهٔ مرآت الفتوح را دربارهٔ این واقعه نوشت. طغرا بیشتر وقت خود را صرف نویسندگی می‌کرد و شرکت در جنگ او را از نویسندگی باز می‌داشت خود دربارهٔ این سال‌ها می‌گوید:
«در حالتی که تیغ جان‌خراش را قلم‌تراش شمردی و به‌جای قلم واسطی، دست به نیزهٔ خطی بردی، دوات را از مقولهٔ کلاه‌خود پنداشتی و مداد را از جملهٔ سیاهی‌لشکر انگاشتی.»
طغرا مدتی از عمر خود را در پنجاب هند گذارند و رسالهٔ الهامیه را در آن شهر نوشت. احتمال می‌رود در آگره و گجرات نیز بوده است. برای مدتی هم به ایران آمد و ازدواج کرد، اما پس از فوت همسرش، دوباره به هند بازگشت. در سال‌های پایانی عمر به تشویق میرزا ابوالقاسم قاضی‌زاده، حاکم کشمیر، به کشمیر رفت و در آنجا عزلت اختیار کرد. وی در همان شهر درگذشت و در کنار قبر کلیم کاشانی به خاک سپرده شد.

در ویکی پدیا بیشتر بخوانید

آثار ویدئویی و صوتی مرتبط با این منبع
شماره ۱ - نمی شد نو خط دیوان ما، رشک گلستانی شماره ۲ - تا نام تو سردفتر معنی ست رقم را شماره ۳ - بیند چگونه غیر تو بیننده خدا شماره ۴ - فردوس را نمونه ساغر دهد به ما شماره ۵ - در محبت سست بنیادیم چون قصر حباب شماره ۶ - دلم در نازکی باج از پر پروانه می گیرد شماره ۷ - گر دلم نالان شد از دست بتان، عیبش مکن شماره ۸ - در بام فلک، ماه چه سان رنگ نبازد؟ شماره ۹ - دوران چگونه با تو کند هم پیاله ام؟ شماره ۱۰ - ز گلها، سروها را دورمنشان ای چمن پرور شماره ۱۱ - بردار فنا، رنگ دگر شد سخن از ما شماره ۱۲ - ستاره چشم می پوشد ز غصه شماره ۱۳ - زمین در سایه خم می زند گلبانگ جوش اینجا شماره ۱۴ - منت خضر بر سرم نیست، چو شمع انجمن شماره ۱۵ - زین دودمان ندیدیم خونگرمی شراری شماره ۱۶ - چو نیست در سخن خویش فتح باب مرا شماره ۱۷ - ز بس آمد به نزدیکم، چو مژگانش نمی بینم شماره ۱۸ - دست نتوان داشتن یکبارگی از کار عشق شماره ۱۹ - ماییم و دیدن گل روی تو ساقیا شماره ۲۰ - نه من از میکده بیرون روم، نه زاهد از مسجد شماره ۲۱ - ای دل از خاطر برون کن طره جانانه را شماره ۲۲ - باران سنگ فتنه اگر دیرتررسد شماره ۲۳ - گر به سوی دیده، اشکم برنگردد دور نیست شماره ۲۴ - می گزد همچو نغمه خارج شماره ۲۵ - از اسم بی مسما، خیزد همیشه خواری شماره ۲۶ - تازه شد از روی یار، چشم جدا دل جدا شماره ۲۷ - گر بود بند قبا از موی گل باریکتر شماره ۲۸ - از باده پس نیامد، رنگ پریده ما شماره ۲۹ - شکوه دانه و دام از نفس انداخت مرا شماره ۳۰ - برگ گل تازه را، جام طرب ساختیم شماره ۳۱ - به سوی خاکساران محبت جلوه ای سر کن شماره ۳۲ - دلخوشی نمی داند، راه خانه ما را شماره ۳۳ - فصل گلگشت چمن شد ای گل رعنا بیا شماره ۳۴ - یار سرگرم حیا، من ادب آموز نگاه شماره ۳۵ - جامده آیینه را نزدیک، کان دور از ادب شماره ۳۶ - گشت خداکارساز، عاشق جانباز را شماره ۳۷ - به پای شوق گشتم هرطرف بسیار در صحرا شماره ۳۸ - ما بیخبران، راست رو بزم خطاییم شماره ۳۹ - پیش هر باد، ز بی برگی خود می نالد شماره ۴۰ - غارتگر حیا نکنی جام باده را شماره ۴۱ - کو دم گرمی که سوزد پنبه گوش مرا شماره ۴۲ - بوسه به پیغام داد و گشت پشیمان شماره ۴۳ - چو رو دهد بر آن شوخ مست، رفتن ما شماره ۴۴ - شمع! بنشین ز طربخانه پروانه جدا شماره ۴۵ - آن زلف سیه دل سبکپا شماره ۴۶ - محتسب می افکند بیهوده در هنگامه سنگ شماره ۴۷ - از عکس لب لعلت، پیمانه شود پیدا شماره ۴۸ - می برد گل رویت، رنگ صد گلستان را شماره ۴۹ - بس که آن وحشی غزالم سر به صحرا داده است شماره ۵۰ - کند چون دیده ما حفظ اشک خود، مکن عیبش شماره ۵۱ - شوق به روی تیغ دویدن به پای خود شماره ۵۲ - ما خزان پرورده عشقیم، عیب ما مکن شماره ۵۳ - به شب زلف بتان، روز تمام است اینجا شماره ۵۴ - ساقی پیاله داد به چنگ هوس مرا شماره ۵۵ - کمان طالع ما تیر برنمی تابد شماره ۵۶ - بس که از جوی صفا، شاداب می بینم ترا شماره ۵۷ - ندید مادر ایام، روی شوکت ما شماره ۵۸ - به عجز پای منه، عرض مرد می رود اینجا شماره ۵۹ - بس که زان گل در دل ما خار نومیدی شکست شماره ۶۰ - به تسکین دلم یکسان بود لطف و عتاب او شماره ۶۱ - می دود چون طفل بر زانوی آن گل پیرهن شماره ۶۲ - بس که سرسبزی بود در طالع بی حاصلان شماره ۶۳ - از بس که دید رو، ز لب می پرست ما شماره ۶۴ - از بس گل برگشتگی، در آب دارد طالعم شماره ۶۵ - بهار افکنده در صحن چمن از سبزه قالیها شماره ۶۶ - آن بلبل مستم که ز گلریزی افغان شماره ۶۷ - به روی ما چو دف از ذوق می زند سیلی شماره ۶۸ - بس که شد مرغ نگاهم بی گل رویت ضعیف شماره ۶۹ - مرد خدا نمی شود، گرچه زن از کنار خود شماره ۷۰ - هر چند قطره کردیم، در جستجوی دریا شماره ۷۱ - یافتم منزلگه وصل تو جای خویش را شماره ۷۲ - به مثل سازی خود گر دکان نچیده خدا شماره ۷۳ - روان کردم به کویش قاصدی از اشک و می ترسم شماره ۷۴ - چو باغ کاغذی این باغ آنچنان تنگ است شماره ۷۵ - دوش که در بزم عشق، توبه زاهد شکست شماره ۷۶ - به سر گشودن خمهای می چو دست زدیم شماره ۷۷ - همچو راه کوچه زنجیر، در صحرای عشق شماره ۷۸ - به غیر از عشق اگر آیین دیگر دلنشین می شد شماره ۷۹ - ساقی! بط می در قفس طاقچه حیف است شماره ۸۰ - همچون سبوی خالی، پر سازم از هوایش شماره ۸۱ - ناصح از پند تو بیزارم، چه می گویی مرا شماره ۸۲ - نیست یک جا که سرزلف سیاهش نرسد شماره ۸۳ - نشاند پیش خود آن شوخ بی حجاب مرا شماره ۸۴ - بی قد شمشاد او، دست چنار آمد به درد شماره ۸۵ - در هنرمندی ز مردن نیست غم استاد را شماره ۸۶ - به نقش بندی رویت چو کف گشاده خدا شماره ۸۷ - نقش خیالش نبرد، گرد کدورت ز دل شماره ۸۸ - جاده طوفانی دریای سراب است اینجا شماره ۸۹ - مشت خسم، ولی چو نشینم به آن بهار شماره ۹۰ - ناله برآید از ورق، گریه کنان رود قلم شماره ۹۱ - گر گل نکند در طلبت آبله از پا شماره ۹۲ - مگر چاه زنخدانت نمایان گشت در صحرا شماره ۹۳ - درین محیط که سرگشتگی ست حاصل ما شماره ۹۴ - منت آب خضر نیست جوی بر سر ما شماره ۹۵ - می شد از خشک و تر این خاکدان قانع به سنگ شماره ۹۶ - چون تنور لاله از دودی نشد قسمت پذیر شماره ۹۷ - گوش ارباب کرم در عهد ما می گشت کر شماره ۹۸ - شورش انداخته در شام و سحر یارب ما شماره ۹۹ - ما را به دار عشق، که نزدیک می برد؟ شماره ۱۰۰ - برگ عیش ناتوانان نیست غیر از دستگیر شماره ۱۰۱ - تعظیم عکس روی تو در جلوه گاه جام شماره ۱۰۲ - چون داشت از دویی ننگ، یار یگانه ما شماره ۱۰۳ - ز بهر نامه بری تا به بام دلبر ما شماره ۱۰۴ - کهربا گشتیم و کس باور ندارد درد ما شماره ۱۰۵ - آن مرغ بینواییم، کز آشیانه ما شماره ۱۰۶ - نیست غیر از گریه در صندوق ابر نوبهار شماره ۱۰۷ - در هنر چون شانه زلف بتان بی طالعیم شماره ۱۰۸ - ز مرغان دل ما با لب بامش چه می گویی شماره ۱۰۹ - ناید نمکچشی چو تنور از دهان ما شماره ۱۱۰ - دم زدن از سوز دل در پیش بیدردان عشق شماره ۱۱۱ - تو دریایی و طغرا قطره، کی از قطره می آید شماره ۱۱۲ - عکس او در بغل نور فکنده ست مرا شماره ۱۱۳ - تا جان فدا نمایم، بر زخمه های مطرب شماره ۱۱۴ - ما که بر خشت سر خم چون کف می زاده ایم شماره ۱۱۵ - رنگ بیدار شدن، گل نکند از بختم شماره ۱۱۶ - ما ز پا افتادگان را خواب غفلت برده است شماره ۱۱۷ - اگر ساقی نگردد شب انیسم شماره ۱۱۸ - ای خوش آن گریه که شوید ز شبم مهلت خواب شماره ۱۱۹ - پا ز نازک خانه دل چون کشد آن عطرفام؟ شماره ۱۲۰ - ما را گرفته بی او، غم در میانه امشب شماره ۱۲۱ - موج را گشت صبا سلسله جنبان در آب شماره ۱۲۲ - یک دوست در ایران نماند از بهر این غربت زده شماره ۱۲۳ - تا نشستن، ده خطر گل می کند در میکده شماره ۱۲۴ - هرگز ندیده سایه جانانه آفتاب شماره ۱۲۵ - بر یاد رخش چون رود از دیده من آب شماره ۱۲۶ - غم از دل می برد آواز مطرب شماره ۱۲۷ - امشب من و چشم قدح و دیدن مهتاب شماره ۱۲۸ - وقت ساغر زدن، به فتوی ما شماره ۱۲۹ - تعبیه کرده ست چرخ، در دل من اضطراب شماره ۱۳۰ - غیر افسردگی از زینت دنیا مطلب شماره ۱۳۱ - ناله ها در بحر و بر دارد غریب شماره ۱۳۲ - دارم از سرچشمه، رو در دشت حیرانی چو آب شماره ۱۳۳ - پر شده پیمانه ام، ظرف ندارد اجل شماره ۱۳۴ - قدم بیرون منه از عالم آب شماره ۱۳۵ - ای شب زلف تو روشنتر ز موی آفتاب شماره ۱۳۶ - لبریز جدایی کندش ساقی دوران شماره ۱۳۷ - همچو شبنم با گل و سوسن مخواب شماره ۱۳۸ - من و آن سرو که در جلوه گهش می بارد شماره ۱۳۹ - نمی سازد به طبع من شراب عافیت هرگز شماره ۱۴۰ - چو طفل غنچه اگر می خورد سبوی شراب شماره ۱۴۱ - مرگ، مفلس را ز عمر جاودانی بهتراست شماره ۱۴۲ - لب تر نکنم ز آب خضر تا می ناب است شماره ۱۴۳ - گل ندارد تاب دست انداز باد مهرگان شماره ۱۴۴ - سرتاسر دهر، جز خدا کیست شماره ۱۴۵ - سهل باشد همت ساقی، گر از مینا گذشت شماره ۱۴۶ - چو گردباد، دلم رهنمای خود نشناخت شماره ۱۴۷ - هر دل که ازان نگار خالی ست شماره ۱۴۸ - هر گل این بوستان، روی نگاری بوده است شماره ۱۴۹ - ره به درمان ندهم، راهنما آگاه است شماره ۱۵۰ - ساقی دوران عبث چیده ست نه مینا قطار شماره ۱۵۱ - مشو مهمان من، ای مرغ روزی خوار آزادی شماره ۱۵۲ - ارغنون کهنه شد و چنگ و رباب از هم ریخت شماره ۱۵۳ - شادمانی با دلم بیگانه و غم دشمن است شماره ۱۵۴ - مفلس کوچه عشقیم، کریم اینجا کیست شماره ۱۵۵ - کسی فارغ از کار دنیا نشست شماره ۱۵۶ - چو مژگان جز به قصد دیدن غیر شماره ۱۵۷ - بیا که بی سرزلف تو موج باده ناب شماره ۱۵۸ - ساغر می در کف او، رنگ و بوی گل گرفت شماره ۱۵۹ - پرواز شوق دارم، تا در تنم شراب است شماره ۱۶۰ - خاطر از محصول کشت ناامیدی جمع شد شماره ۱۶۱ - ای گل، همه تن لب شده در وصف بهاری شماره ۱۶۲ - چون نریزد غم شراب تلخکامی در قدح؟ شماره ۱۶۳ - رنگم از چهره به ذوق لب بام تو پرید شماره ۱۶۴ - آخر شدن حسن بتان، اول داغ است شماره ۱۶۵ - ای حسن تو سرچشمه غوغای قیامت شماره ۱۶۶ - به مردم قرض دادن بینوایی ست شماره ۱۶۷ - چو طبع داد خدا، گومده به ما فرزند شماره ۱۶۸ - اشک، گستاخانه با این چشم خون پالا نشست شماره ۱۶۹ - بس که از بارش اشکم در و دیوار نماند شماره ۱۷۰ - بی زلف سیه، دلبری از خال نیاید شماره ۱۷۱ - گشت عمر بخت ما، در رنگ مخمل، صرف خواب شماره ۱۷۲ - ما تشنگان ز شیشه می آب می خوریم شماره ۱۷۳ - چه سان خود را ز عشقت باز دارم؟ شماره ۱۷۴ - دنیا و آخرت چو ترازو فتاده است شماره ۱۷۵ - ما چو موج انگشت رد بر جام دریا می نهیم شماره ۱۷۶ - فتاد بقعه تقوی، شرابخانه سلامت شماره ۱۷۷ - خواهی به دیر زمزمه کن،خواه در حرم شماره ۱۷۸ - بوسه در آغوش ازان خودکام نتوانم گرفت شماره ۱۷۹ - غنچه خواب آلود می گردد به دنبال قدح شماره ۱۸۰ - امشب قدح از شراب خالی ست شماره ۱۸۱ - دیدم به جانبش، ز حیا روی خود گرفت شماره ۱۸۲ - نیست از دست نکویانم زبان و دل یکی شماره ۱۸۳ - از من بیمار حسرت، برگ آسایش مجوی شماره ۱۸۴ - روز حساب را شب زلفت علامت است شماره ۱۸۵ - غزل عاشقانه باید گفت شماره ۱۸۶ - گفت می آیم گرت جان بر لب آید ز انتظار شماره ۱۸۷ - چین پیشانی ارباب غم از شادی ماست شماره ۱۸۸ - زلف تو، موج بحر پریشانی من است شماره ۱۸۹ - طغرا در آخر غزل آورد مطلعی شماره ۱۹۰ - از وعده وصل تو وفا را خبری نیست شماره ۱۹۱ - بر گوش زد نسیمم، صوتی که نیشکر داشت شماره ۱۹۲ - لکه ابری که فیضی داشت، دود شمع بود شماره ۱۹۳ - بی فرات کرشمه ات در باغ شماره ۱۹۴ - مجموعه تپش، دل محنت سرشت ماست شماره ۱۹۵ - اگر شراب کمی کرد، غم مخور ساقی شماره ۱۹۶ - چون نقاب از رخ گشایی، دیده گریان بهتر است شماره ۱۹۷ - جلوه شاهد خلوتکده طور اینجاست شماره ۱۹۸ - مگو که آینه بیداری ابد دارد شماره ۱۹۹ - تا نیابد دست بر ما لشکر خونخوار غم شماره ۲۰۰ - رویت ز عرق همچو گل تازه در آب است شماره ۲۰۱ - شمع دیدار نمایان شد و پروانه نیافت شماره ۲۰۲ - پیرهن بس که خوش اندام شد از بوی تنت شماره ۲۰۳ - طفل اشکم ز شورچشمی خلق شماره ۲۰۴ - فرصت صد بوسه در کف داشت، وز اقبال ما شماره ۲۰۵ - زلف با قامت او، تا به کمر همراه است شماره ۲۰۶ - خویش را تا جمع کردم بهر گلگشت رخت شماره ۲۰۷ - آسوده دلی بر من بیتاب حرام است شماره ۲۰۸ - ما چو مینای شرابیم و فلک همچو قدح شماره ۲۰۹ - تخم اشک از کف بنه ای دل که مانند سحاب شماره ۲۱۰ - سایه گرد تیغ بیدم،طالع بسمل کجاست شماره ۲۱۱ - دلم ز قید پریدن همیشه آزاد است شماره ۲۱۲ - از تبسم لب ببند ای غنچه، حال گل ببین شماره ۲۱۳ - بس که فرهاد تلخکامی دید شماره ۲۱۴ - ز جوش اشک به مینا هزار طعن زدیم شماره ۲۱۵ - روزم از بی مهری گردون، شب تاریک شد شماره ۲۱۶ - شبی که جام می وصل درمیان آید شماره ۲۱۷ - در مخالفزار هند از یاد ایران فارغم شماره ۲۱۸ - دوست چون از گل بیداد تو دشمن نشود؟ شماره ۲۱۹ - از مقام ریشه و پیوند می باید گریخت شماره ۲۲۰ - فروغ گوش گل از آتشین نوای من است شماره ۲۲۱ - مستم گرفت شحنه، مخور غم که چون گرفت شماره ۲۲۲ - سیاره طالع اسیران شماره ۲۲۳ - چون نگرید شیشه از کمر عمری همصحبتان؟ شماره ۲۲۴ - صبا چو بگذرد از ما، ز داغ گل بیز است شماره ۲۲۵ - بر کوه غمت بانگ زدم، بانگ به من زد شماره ۲۲۶ - بر لباس فاخر بی اعتبار خسروان شماره ۲۲۷ - چه سان به نامه عاشق سرش فرود آید شماره ۲۲۸ - ماندم از بس که به غربت، وطن از یادم رفت شماره ۲۲۹ - چون به آب رود چشمم سبز گردد گلبنی شماره ۲۳۰ - دهد گردون عوض یک دسته خارم شماره ۲۳۱ - مخمور مانده ایم و امید شراب نیست شماره ۲۳۲ - نوبر سبزه شادی نکند تا به ابد شماره ۲۳۳ - چون نقش قدم، غیر زمین، بستر ما نیست شماره ۲۳۴ - همچو نرگس، مدت عمرم به بیماری گذشت شماره ۲۳۵ - میزبانی نیست غیر از ما در ایوان خیال شماره ۲۳۶ - به سان مهره شطرنج، از متاع جهان شماره ۲۳۷ - هما ز سایه دهد گرچه دولتی به شهان شماره ۲۳۸ - سفید گشت سرم از شکوفه پیری شماره ۲۳۹ - مو به مو حال دلم را زلف او با شانه گفت شماره ۲۴۰ - پیغمبریم و ملت ما غم کشیدن است شماره ۲۴۱ - پایش ز حنابندی شب چون پر زاغ است شماره ۲۴۲ - اگر زمانه بنای ستم کند، چه علاج شماره ۲۴۳ - فرق حرم و دیر ببین، کآمده هر سال شماره ۲۴۴ - چگونه حسن نباشد به بوالهوس محتاج شماره ۲۴۵ - جز تیغ او که برسرم آمد، ز پا گذشت شماره ۲۴۶ - از پنجره های مژه مهتاب درآید شماره ۲۴۷ - اگر برون نرود گل ز بوستان، چه کند شماره ۲۴۸ - قدر بی عقلی نمی دانند طفلان، حیف حیف شماره ۲۴۹ - دمیده دانه ما از زمین تلخ شماره ۲۵۰ - نیامدی که مبادا بمیرم از شادی شماره ۲۵۱ - بی روی تو در بزم چراغ آید و گرید شماره ۲۵۲ - روز و شب، دربچه مشرق و مغرب باز است شماره ۲۵۳ - ز ازل، مرشدما خواست که فرزانه شود شماره ۲۵۴ - بت تراشان غمت گشتند چون فارغ ز کار شماره ۲۵۵ - خضر اگر در دشت قسمت، همنشین با من شود شماره ۲۵۶ - آه غم، داغ کهن را به دلم تازه نمود شماره ۲۵۷ - گر چنین از گل روی تو، صفا ریز کند شماره ۲۵۸ - نهم لب بر لبت چون در سر مستی،مکن عیبم شماره ۲۵۹ - دل برون آرم ازان سینه که غم نشناسد شماره ۲۶۰ - امشب از فرقت او زنده نمی ماند شمع شماره ۲۶۱ - فکر آن زلف مکن تا خم و تابت نبرد شماره ۲۶۲ - کس اگر بگذرد از گفتن شعر شماره ۲۶۳ - لفظ پاکیزه به دستم ز صفای تو رسد شماره ۲۶۴ - چشمم که بود از اثر دود دل، سیاه شماره ۲۶۵ - ز مژگان، چشم مخمورت شبیه است شماره ۲۶۶ - افسرده دلم، کو دم گرمی که ز فیضش شماره ۲۶۷ - ما مصیبت زدگان را چه تواضع به ازین شماره ۲۶۸ - بی گل عارض تو مرغ چمن شماره ۲۶۹ - ز مردی گر به نامردان شوی غالب، مشو غره شماره ۲۷۰ - جانا ز بی حجابی آیینه باک نیست شماره ۲۷۱ - گل به غارت می رود،کو بلبلی کآید به باغ شماره ۲۷۲ - من خمارآلود و ساقی گرم استغنای حسن شماره ۲۷۳ - چه غم کودکان را زاندوه مادر؟ شماره ۲۷۴ - گفتی که نعش ما را، کس پیش و پس نباشد شماره ۲۷۵ - شادی بی غم مجوی، زان که طرب ساز دهر شماره ۲۷۶ - نگاهم بر رخش خار به گل پیوسته را ماند شماره ۲۷۷ - از خرامش سبزه گلبرگ نهال اندام شد شماره ۲۷۸ - نچسبید بر دامنت طفل اشکم شماره ۲۷۹ - بجز صبر کز نام او تلخ شد لب شماره ۲۸۰ - دسته دسته بی سبب اشکم به دامن می رود شماره ۲۸۱ - زان گل نشان نداد، صبا را چه می شود شماره ۲۸۲ - خسرو بی رحم را بنگر که با اظهار عدل شماره ۲۸۳ - خواستم بی تو کنم بر گل خورشید نگاه شماره ۲۸۴ - به دور میکده باید شراب چندان ریخت شماره ۲۸۵ - ساز و برگ زندگی، غیر از شراب ناب نیست شماره ۲۸۶ - هرکس به رخت نظر ندارد شماره ۲۸۷ - کارم ز نارسیدن کشتی به جان رسید شماره ۲۸۸ - امشب ز نغمه سنجان، دمساز ما کسی نیست شماره ۲۸۹ - دیگران از فیض، مردم را به خود سازند رام شماره ۲۹۰ - ز نهال قسمت ما، گل عیش چون زند سر؟ شماره ۲۹۱ - خواهم غزلی را که به محبوب توان خواند شماره ۲۹۲ - مرا قسمت به راهی گشت رهبر شماره ۲۹۳ - رسید موسم گل، باده در پیاله کنید شماره ۲۹۴ - نه جوی باغ می داند دلم، نه جدول بستان شماره ۲۹۵ - گر ز دنیا بکشی پای، چنان دور بکش شماره ۲۹۶ - به زلفت شانه گر محرم نمی شد شماره ۲۹۷ - صد جامه پوشد از شرم، سرو خجسته قامت شماره ۲۹۸ - ای مسیح وقت، تدبیری که آن خورشید را شماره ۲۹۹ - ثبات خانه تن را حباب می داند شماره ۳۰۰ - چو خیزد گردباد از خاک ما در دشت محرومی شماره ۳۰۱ - گر خورد در فوت ما آن گل تاسف، دور نیست شماره ۳۰۲ - گل ما را به آب غم سرشتند شماره ۳۰۳ - سرجوش داغ لاله به جوشم نمی رسد شماره ۳۰۴ - مشو ملول که ساغر ز دست خواهد شد شماره ۳۰۵ - بس که برهم خورد بزم دلخوشی از رفتنت شماره ۳۰۶ - نیم آیینه وش از پشت و روی کار خود آگه شماره ۳۰۷ - آرام نگیرد نفسی بر مژه ام اشک شماره ۳۰۸ - عاشقان چون نیت کوچ سحرگاهی کنند شماره ۳۰۹ - فرهاد تیشه بر سر غم پیشه می زند شماره ۳۱۰ - چرخ با من می ستیزد، طالع از من می گریزد شماره ۳۱۱ - تن ز بسیاری تردامنی ام خاک نشد شماره ۳۱۲ - آمد بهار و موسم گلگشت باغ شد شماره ۳۱۳ - لبش در باغ، رنگ آمیز گلهای تبسم شد شماره ۳۱۴ - گل به زر شاد و پریشانی عالم بر بید شماره ۳۱۵ - کندن دل زان جوان، آسایش این پیر شد شماره ۳۱۶ - رنگ از رخم دمی نگشاید نقاب زرد شماره ۳۱۷ - چند گویی در وجود دختر رز عیب نیست شماره ۳۱۸ - گر دهدم باغبان، یک گل ازین نه چمن شماره ۳۱۹ - ز پا ننشست اشکم، تا نیاوردت به سوی من شماره ۳۲۰ - گر به میخانه رسد زاهد افسرده نفس شماره ۳۲۱ - ما را لب چشیدن صهبای وصل نیست شماره ۳۲۲ - عمری ست که همخوابه میناست درین بزم شماره ۳۲۳ - از چشمه سار آبله، سرسبز شد راه طلب شماره ۳۲۴ - عاشق و معشوق را با هم زبان و دل یکی ست شماره ۳۲۵ - بی روی تو، شبنم سحرخیز شماره ۳۲۶ - ز بس مرغ نگاهم چیده گل از باغ رخسارش شماره ۳۲۷ - به پنجه مژه از باغ، ژاله باید چید شماره ۳۲۸ - همنشین بی نفاق از بس درین محفل کم است شماره ۳۲۹ - زین گلستان همه سودم به زیان می ماند شماره ۳۳۰ - تو تاب درد نداری، مپرس درد مرا شماره ۳۳۱ - کسی که چیده به بیداری از رخت گل حیرت شماره ۳۳۲ - گر به خون دل درین بستان گرفتم کلبه ای شماره ۳۳۳ - هر کار مشکل کآمد به پیشم شماره ۳۳۴ - آنچه من می کشم از طالع رم کرده خویش شماره ۳۳۵ - در مدرسه عشق، چو من بی خبری نیست شماره ۳۳۶ - بی نصیب از باغ وصلش بر نمی آید دلم شماره ۳۳۷ - دو چشم من چو بر آن شوخ بی وفا افتاد شماره ۳۳۸ - بر نمی تابد دلم، پس مانده پرویز را شماره ۳۳۹ - از رشک آبیاری ساقی در آتشیم شماره ۳۴۰ - پیغام نگار ما نیامد شماره ۳۴۱ - چه غم گر گنج بادآورد گل فصل خزان گم شد شماره ۳۴۲ - خواهد از شاخ مکافات به صدرنگ دمید شماره ۳۴۳ - از گردش یک چشم تو، پیمانه صد غم می خورد شماره ۳۴۴ - آیینه از رخ تو گل تازه می کشد شماره ۳۴۵ - دل به امید عشق او، تن به هوس نمی دهد شماره ۳۴۶ - ز رخ، چشم تو مستی در بهشت افتاده را ماند شماره ۳۴۷ - بس که از چشم تر ما آستین نمناک شد شماره ۳۴۸ - در کار غم عشق، دلم گشت ز خود جمع شماره ۳۴۹ - کی ز بیداد تو، عاشق به کسی داد کند شماره ۳۵۰ - زخم ما چون زخم سوسن گشت سرتاسر کبود شماره ۳۵۱ - ما خوی گرفته وصالیم شماره ۳۵۲ - هر کجا گلشن حسن تو گشاید در فیض شماره ۳۵۳ - حرفی که به سرگوشی ازان شوخ زند سر شماره ۳۵۴ - مصلحت در تلخکامی دیده پیر می فروش شماره ۳۵۵ - کی بود دیوانگان را ترسی از باران سنگ؟ شماره ۳۵۶ - زخمی تیغ خمارم، کو مروت پیشه ای شماره ۳۵۷ - گل گل رخ تو از قدح مل شکفته شد شماره ۳۵۸ - درین چمن، گل امسال همچو پار نبود شماره ۳۵۹ - گل به کاخ غنچه برگردید، تا روی تو دید شماره ۳۶۰ - آغوش نظر تنگ است، آن یار نمی گنجد شماره ۳۶۱ - زلفی که بر زبان و دل شانه بگذرد شماره ۳۶۲ - بس که خیال آن پری، مایه دردسر شود شماره ۳۶۳ - بدین سان رخ ز من گر آن گل بدخو بگرداند شماره ۳۶۴ - ز شور جلوه گاهش می توان یافت شماره ۳۶۵ - در ازل نگشود چشمم تا غمش پیدا نشد شماره ۳۶۶ - گفتگوی گلشن رویش دهان را تازه کرد شماره ۳۶۷ - مرا به نسبت آدم، زمانه خوار کند شماره ۳۶۸ - گل خورشید اگر گلدسته می شد شماره ۳۶۹ - چشم مرا به شوق رخت خواب می برد شماره ۳۷۰ - نازم به دام زلف تو کز طایر دلم شماره ۳۷۱ - دل پیش تو از طعنه اغیار نترسد شماره ۳۷۲ - به امیدی که چو طفل نگهم بازآیی شماره ۳۷۳ - نمی استد به زور صبر، اشک غربت آلودم شماره ۳۷۴ - در ساز فغانم ره آواز غلط شد شماره ۳۷۵ - رهبری کو تا دل از سرگشتگی بی غم شود شماره ۳۷۶ - در شب وصل، نمایان شدن صبح فراق شماره ۳۷۷ - از خشکسال، رند قدح نوش را چه غم شماره ۳۷۸ - لبت چگونه دلم را به وعده شاد ندارد شماره ۳۷۹ - ز بس به اهل وطن می کشد دلم در هند شماره ۳۸۰ - بر سر تردامنی، دوزخ ز جانم تاب برد شماره ۳۸۱ - با درد من دوای کسی سازگار نیست شماره ۳۸۲ - این یک دم نابود، چه باشد چه نباشد شماره ۳۸۳ - کس به فریاد جرس گر نرسد، جا دارد شماره ۳۸۴ - اشکم نمی کشد پای، از راه کوچه گردی شماره ۳۸۵ - شانه روشن کرد چشمم را و زلفش تیره ساخت شماره ۳۸۶ - سرزلف ترا تا دید دل، از پای می افتد شماره ۳۸۷ - از عقده های زلف بتان شانه نگذرد شماره ۳۸۸ - تبسم از لب آن تندخو نمی آید شماره ۳۸۹ - عمرم همه صرف گلرخان شد شماره ۳۹۰ - دل داده ام به یار، ببینم چه می شود شماره ۳۹۱ - با روی تو خورشید جهانگرد چه باشد شماره ۳۹۲ - با رنگ نوبهاری، چون در خزان برآیی شماره ۳۹۳ - نکنم باور ازان سست وفا، عهد وصال شماره ۳۹۴ - عشوه بیرون نمی رود ز تنش شماره ۳۹۵ - در بزمگاه وصل چو نوبت به ما رسد شماره ۳۹۶ - خاک غربت شود اندوه وطن را درمان شماره ۳۹۷ - پای تا سر چون جرس گوشم، ولی زین کاروان شماره ۳۹۸ - دندان ستم بر همه تیز است فلک را شماره ۳۹۹ - نخندد چون دلم بر شانه، کز راه تهیدستی شماره ۴۰۰ - بی توام در سیر گل، تن با خزان همدرد شد شماره ۴۰۱ - یکقلم از من نیاید رو سفیدی در وجود شماره ۴۰۲ - هر کجا من پیاده می گردم شماره ۴۰۳ - در شبستان دلم، از سرگذشت زلف او شماره ۴۰۴ - از جای خود نخیزد، بهر تواضع خضر شماره ۴۰۵ - گر ادب دورم نمی کرد از بر آن سروقد شماره ۴۰۶ - گر خیال تو ز پیش نظرم گردد دور شماره ۴۰۷ - همچو کاغذ می شود چشمم سفید از انتظار شماره ۴۰۸ - چو ز انجمن برآیی، عوض تو ناز ماند شماره ۴۰۹ - چون هوای کوچه بند نی، درین سبز آشیان شماره ۴۱۰ - عیسی صفت است دختر رز شماره ۴۱۱ - دل برد آن نگار، ببینم چه می کند شماره ۴۱۲ - شیرین به چشم کس ننماییم همچو اشک شماره ۴۱۳ - حال طوفان زدگان هیچ نپرسید کسی شماره ۴۱۴ - آمد برهمن در حرم،با اهل دین شد همقدم شماره ۴۱۵ - یک گردش چشم نیم مستت شماره ۴۱۶ - ساقی به ته شیشه می ناب نگه دار شماره ۴۱۷ - به غیر ابروی جانان ندیده ام بیتی شماره ۴۱۸ - ز تنگدستی اگر با زمین شوم یکسان شماره ۴۱۹ - گرد کلفت بس که می ریزد مرا بر تن غبار شماره ۴۲۰ - مگو تا کی توان بیگانه بود از مردم عالم شماره ۴۲۱ - چون کند چشم ترم گلریزی باران اشک شماره ۴۲۲ - ز گل بی بهره ام وز آشیان دور شماره ۴۲۳ - پیغمبر حسنت ورق معجزه گرداند شماره ۴۲۴ - دشت سبز و کوه سبز و شهر سبز و خانه سبز شماره ۴۲۵ - محضر صد بیخودی دارم ز جام می به کف شماره ۴۲۶ - از دهن اشتیاق، بوسه به پیمانه ریز شماره ۴۲۷ - به نام پای تو هر گام خفته صد گل زخم شماره ۴۲۸ - شیشه خونها خورد و می گیرد قدح کام از لبش شماره ۴۲۹ - کنم چون یاد ایام وصالش شماره ۴۳۰ - دور طرب نگردد، هرگز به کام نرگس شماره ۴۳۱ - هر کجا پیمانه گیرد از لب جانانه بوس شماره ۴۳۲ - مایه آزار بود، صحبت ما با هوس شماره ۴۳۳ - قلزم تردامنی را ما کهن سوداگریم شماره ۴۳۴ - پاکرو در خاک هندستان، همین آب است و بس شماره ۴۳۵ - بی گرفتاری نخواهم بود، خاطر جمع دار شماره ۴۳۶ - این که می ترسی ز مستی، عقل نیست شماره ۴۳۷ - سرنوشتی غیر بی برگی ندارد نخل ما شماره ۴۳۸ - در سرابستان گیتی چون شراب زرد باش شماره ۴۳۹ - نام مستوری آن چشم سیه کار مبر شماره ۴۴۰ - انگیخت شراب از رخ زیبای تو آتش شماره ۴۴۱ - کسی کو را نباشد طاقت یک میل ره رفتن شماره ۴۴۲ - ای دل مزن گام هوس، چون نیست یک مو دسترس شماره ۴۴۳ - از کف رغبت نداد، ساغر آیینه را شماره ۴۴۴ - کسی نگفت که چون گل همیشه عریان باش شماره ۴۴۵ - تا به کی باشی گرفتار امید؟ شماره ۴۴۶ - شب در آغوش نظر بود سراپای تنش شماره ۴۴۷ - دلم از روی تو خوش، خاطرم از موی تو خوش شماره ۴۴۸ - یار میان باز کرد، رو به کناری نشین شماره ۴۴۹ - رسید موسم دی، جام و شیشه پیش آور شماره ۴۵۰ - جا در آتش کند از محرم و بیگانه خویش شماره ۴۵۱ - هزار بار نگردید تا به گرد سرش شماره ۴۵۲ - نگیرم چون سر زلف سیاهش؟ شماره ۴۵۳ - برون نرفت فغانت ز تنگنای فلک شماره ۴۵۴ - به ره گلشنم آید در زندان در پیش شماره ۴۵۵ - کوهکن مزد گر از جوی تراشی می دید شماره ۴۵۶ - پروانه ما گرچه رسد زود به آتش شماره ۴۵۷ - چنان کز بهر آتش، سنگ و آهن را زنی برهم شماره ۴۵۸ - ز آب خوردن بسیار، گل شود کمرنگ شماره ۴۵۹ - ترسم از حرف غلط کاری، شود در نامه ام شماره ۴۶۰ - حباب وقت خودم در شط تنک ظرفی شماره ۴۶۱ - باده وقتی مزه دارد که تو باشی در بزم شماره ۴۶۲ - کس را غم سوز دل ما نیست درین بزم شماره ۴۶۳ - نمی توان به هم آغوشی ات قناعت کرد شماره ۴۶۴ - قافله اشک و آه، از همه سو ریز کرد شماره ۴۶۵ - از چه رو دارد شب زلفت به تاریکی سری؟ شماره ۴۶۶ - من سودازده را داغ منه بر سر دست شماره ۴۶۷ - موسم گل شد که از وی بشکفد دل، باغ باغ شماره ۴۶۸ - خاک گردیدم، نگردید آرزوها بر طرف شماره ۴۶۹ - کو پیر مغان کز می اسرار زند حرف شماره ۴۷۰ - دل نشود بی امید، با غم جانان حریف شماره ۴۷۱ - بس که دارم از تغابن در دل محزون تأسف شماره ۴۷۲ - به غیر مرگ نسیم از خدا نمی طلبد شماره ۴۷۳ - خواست تا برهم خورد هنگامه ارباب عقل شماره ۴۷۴ - نیست یک دانه نصیب تن ما لذت رزق شماره ۴۷۵ - همچو داغ لاله نور از من مجوی شماره ۴۷۶ - در کف امید ما شد ساغر سرشار خشک شماره ۴۷۷ - تاک آبستن نور است، نخواهد زایید شماره ۴۷۸ - دارم تنی ز دست غمت چون سبوی خشک شماره ۴۷۹ - دماغم خشک و لب [خشک] و دهان خشک شماره ۴۸۰ - می بارد از خندیدنت، یک سو شکر، یک سو نمک شماره ۴۸۱ - در محیط گریه ام هرگز نگردد آب خشک شماره ۴۸۲ - امشب به سوی میکده باد از چمن وزید شماره ۴۸۳ - کس ندارد چو تو گلبانگ اسیری، بلبل! شماره ۴۸۴ - هستند رهزنان خزان، گوش بر صدا شماره ۴۸۵ - افشان گلها می کند، صدرنگ پیدا می کند شماره ۴۸۶ - هرجا که بیفتد به زمین سایه زلفت شماره ۴۸۷ - ای قبای تو خوشاینده چو پیراهن گل شماره ۴۸۸ - بوی گلاب می دهد، نغمه عندلیب ما شماره ۴۸۹ - هوس پرورده زلف بتانم شماره ۴۹۰ - بلبلت از گل نخواهد فرق کرد شماره ۴۹۱ - تا ز مشق خود نیفتم، هرکجا می قحط شد شماره ۴۹۲ - کو صبر کز صبوری، تاب جفا بیارم؟ شماره ۴۹۳ - معنی مقصود را از لفظ یارب یافتم شماره ۴۹۴ - چو مینا گرچه آیین قدح نوشی نمی دانم شماره ۴۹۵ - بس که از سنگینی جان، کنده پای خودیم شماره ۴۹۶ - آن وحشی ام که هرگز، آرام را ندیدم شماره ۴۹۷ - بشکفته صد رنگ گلهای داغم شماره ۴۹۸ - شورشی از هایهای گریه می خواهد دلم شماره ۴۹۹ - اگر غیرت عشق مانع نگردد شماره ۵۰۰ - یک شورش ما رهبر صد بارش سنگ است شماره ۵۰۱ - نهان شد صافی ام ز آمیزش ناصاف این مجلس شماره ۵۰۲ - شب از رنج خمار آزرده بودم شماره ۵۰۳ - با شب تیره ز تاریکی آن مو گفتم شماره ۵۰۴ - گل و می از لب و رخساره اش می ریخت هرجانب شماره ۵۰۵ - نماند خون دل و کار عشق در پیش است شماره ۵۰۶ - آنچه حاصل شد ز کشت همتم شماره ۵۰۷ - گر به گرد روی او گردیده ام، عیبم مکن شماره ۵۰۸ - ما شیشه به دست طرب آلود شکستیم شماره ۵۰۹ - تاب عنان گرفتن یک ناله ام نماند شماره ۵۱۰ - نی ز خار این چمن غمگین، نه از گل شادمان شماره ۵۱۱ - ملامت چون کنم اهل هوس را، کز گل رویت شماره ۵۱۲ - ما را چه کار است، با کار مردم؟ شماره ۵۱۳ - دل به استحضار آیات شهادت زنده است شماره ۵۱۴ - دایم غم نخوردن یک بوس می خورم شماره ۵۱۵ - چشم و دل پاس خیالش را به نوبت داشتند شماره ۵۱۶ - نشاط از سبزه مینا ندیدم شماره ۵۱۷ - این که هستی خوانده ای، از نیستی هم کمتر است شماره ۵۱۸ - شد فراموش ز تکرار خموشی سخنم شماره ۵۱۹ - جنون در چوب گل پیچد ز سودایی که من دارم شماره ۵۲۰ - قطره چندی نصیب کام خشکم بیش نیست شماره ۵۲۱ - کسی به چشم تو از ناز در نمی آید شماره ۵۲۲ - یاد مستان ندهد آدم هشیار، سرود شماره ۵۲۳ - می زنم گام و ندارم خبری شماره ۵۲۴ - نرگسم، نرگس، ندارم از طرب جز تهمتی شماره ۵۲۵ - مویی شده ام، به که به موی تو بسازم شماره ۵۲۶ - دستم نگشت با گل داغ تو آشنا شماره ۵۲۷ - در میان هستی ما، نیستی گل کرده است شماره ۵۲۸ - گویند که آزار، مکافات گناه است شماره ۵۲۹ - بر سر خود جای می دادند ما را دلبران شماره ۵۳۰ - گرفته جان به کف، آن مهرتابان را هوس کردم شماره ۵۳۱ - بس که در هر سخنم صد غلط آید به زبان شماره ۵۳۲ - مادر ایام بی مهر است و من نازک مزاج شماره ۵۳۳ - جور کنی، وفا کنم، زخم زنی، دعا کنم شماره ۵۳۴ - برنیاوردم سری از کهنه اوراق فلک شماره ۵۳۵ - جوانی ام به جفا رفت و موسم پیری ست شماره ۵۳۶ - تا توان از باغ وصلش صد گل یکدست چید شماره ۵۳۷ - دست مطرب را زآب جویبار تار ساز شماره ۵۳۸ - وقت و بی وقت بخور می اگرت حوصله است شماره ۵۳۹ - بی او غم پا و سر ندارم شماره ۵۴۰ - دانسته، رو به تیغ نگاه تو آمدم شماره ۵۴۱ - دلخوشی هرگز نمی افتد شگون بر اهل عشق شماره ۵۴۲ - ظلمت شام غم از نور سحر می بینم شماره ۵۴۳ - سرفرازیها کنم چون پای بست او شوم شماره ۵۴۴ - پای از جهان کشیده قراری گرفته ایم شماره ۵۴۵ - بی لاله رخسارت، گر سیر چمن کردم شماره ۵۴۶ - داغها دارد دلم از دست بیداد فلک شماره ۵۴۷ - تا تیر در کمان بود، رنگ نشان ندیدم شماره ۵۴۸ - نشوم چرا سیه رو، که چو مردمان دیده شماره ۵۴۹ - شب خدنگ ناله ای بر آسمان انداختم شماره ۵۵۰ - برگل فکنم دست رد و روی تو گیرم شماره ۵۵۱ - مجروح چون کلیدیم، ما از زبان مردم شماره ۵۵۲ - گریه شادی ز مینای شراب آموختم شماره ۵۵۳ - گل ز دستم رفته و من خار پیدا می کنم شماره ۵۵۴ - تردامنی به کف داد، سرخانه حبابم شماره ۵۵۵ - ز خیال دهنت تنگ شکر می گریم شماره ۵۵۶ - ز بهر صبر بلبل، بی تو در گلزار می مانم شماره ۵۵۷ - من و آن گوشه وحدت، که ز بینایی دل شماره ۵۵۸ - نایب مستی شده هشیاری ام شماره ۵۵۹ - به سودای محبت، عقل ورزیدن نمی دانم شماره ۵۶۰ - یک نیستان خنده دارد بر تنم آزادگی شماره ۵۶۱ - ز تاب آتش نظاره ات چو آب شوم شماره ۵۶۲ - همچو نرگس در چمن گر میگسار افتاده ام شماره ۵۶۳ - غم و اندوه که پیمانه ده داغ دلند شماره ۵۶۴ - هرگز نمی گیرد کسی جز درد، بازوی مرا شماره ۵۶۵ - قبای عافیت در بر ندارم شماره ۵۶۶ - سایه ام از تیره روزی، لیک در ایوان چرخ شماره ۵۶۷ - از بس ز پا فتاده ایام پیری ام شماره ۵۶۸ - برآرد اشکها رنگ کبوترهای صحرایی شماره ۵۶۹ - بس که رزق ما طفیلی شد ز دیوان قضا شماره ۵۷۰ - جز من که داده مادر دهرم ز غصه شیر شماره ۵۷۱ - نمی گیرد قرار آن شوخ یک دم چون صبا در وی شماره ۵۷۲ - خوش آنکه موج زن وصل آن نگار شوم شماره ۵۷۳ - در وفا، انکار آن شوخ ستمگر می کنم شماره ۵۷۴ - یاد ایامی که ما هم دستگاهی داشتیم شماره ۵۷۵ - کار اگر چنین باشد، مزد کار ما معلوم شماره ۵۷۶ - طرب گل کرده از هر شاخ و گل چیدن نمی دانم شماره ۵۷۷ - چه سان منزل شناس راه دل باشم، که از سستی شماره ۵۷۸ - بس که در راه طلب، سرگشتگی آمد به پیش شماره ۵۷۹ - تسلی بخش طفلان نیست جز نزدیکی مادر شماره ۵۸۰ - در عزای کوهکن از بس که بر هم خورده اند شماره ۵۸۱ - هرگز چو ریگ شیشه ساعت نشد نصیب شماره ۵۸۲ - همچو طفل نوسخن، یک حرف ما مربوط نیست شماره ۵۸۳ - نشنود از من کسی یک حرف پیش از حرف خود شماره ۵۸۴ - ندارد انتها باران اشکم شماره ۵۸۵ - اگر چو آینه سر تا قدم شوی همه چشم شماره ۵۸۶ - عاشقان را تاب حرف مردن معشوق نیست شماره ۵۸۷ - برهم خورد از گفتگو، ربط به هم پیوستگان شماره ۵۸۸ - نزد آنهایی که با دل کارشان افتاده است شماره ۵۸۹ - دو بوس از لب لعل جانان گرفتن شماره ۵۹۰ - می رود بر باد، خاکم از لگدکوب ستم شماره ۵۹۱ - بر سر خوان امید، قحط دم آب شد شماره ۵۹۲ - خدایا آن صنم را مایل حسن آزمایی کن شماره ۵۹۳ - باشد اگر امید اثر با گریستن شماره ۵۹۴ - بازی خور عقلم، سگ دیوانه به از من شماره ۵۹۵ - فلک در خورد بالا بردنت می افکند پایین شماره ۵۹۶ - بس که بی برگیم، بعد از درگذشتن، همچو شمع شماره ۵۹۷ - درد مینای سپهرند همه خلق جهان شماره ۵۹۸ - به زیر زلف تا کی رویت از عاشق نهان باشد؟ شماره ۵۹۹ - پیوسته طلبکار شراب است دل من شماره ۶۰۰ - چون باده می کند مست، ما را هوای باران شماره ۶۰۱ - گر باده می خری، به زر گل خرید کن شماره ۶۰۲ - بگذر از تحریر، بلبل! فکر تقریری بکن شماره ۶۰۳ - در آتشم فکند که بی دود و دم نشین شماره ۶۰۴ - تا نخندد بر تو صد گوهرشناس شماره ۶۰۵ - بس که آن گل صبحدم با آب و تاب آید برون شماره ۶۰۶ - می نماید خویش را عریان به رندان عاقبت شماره ۶۰۷ - بود چون زلف شب، گیسوی شوخ می پرست من شماره ۶۰۸ - جان من رفتی، چه سان خواهم ز هجران زیستن شماره ۶۰۹ - ناکامی ما بین، که به عشرتگه گیتی شماره ۶۱۰ - طالع برگشته کز وی می رسد ما را شکست شماره ۶۱۱ - خنده طرب از تو، گریه و فغان از من شماره ۶۱۲ - گفتی عرق دوباره چو شد، تند می شود شماره ۶۱۳ - قدرشناس شاخ گل، قامت یار من ببین شماره ۶۱۴ - سر تنها روی چون جاده باید داشتن طغرا شماره ۶۱۵ - بزم بی نور است، از جام طرب می نوش کن شماره ۶۱۶ - ز بی برگی بود لبریز رونق گلستان من شماره ۶۱۷ - می رود از گردش گردون، چه زیبا و چه زشت شماره ۶۱۸ - طلب کردم رهی از باغبان درجستن آن گل شماره ۶۱۹ - مطرب امشب دل به فکر حسن خلقش داده بود شماره ۶۲۰ - زلف شبرنگ، پریشان بر و دوش مکن شماره ۶۲۱ - ز بهار برگ الوان، ز کفت حنای رنگین شماره ۶۲۲ - ز شوق آنکه بنشیند درو یک لحظه یار من شماره ۶۲۳ - شد سفید از انتظارت چشم تر، بنمای رخ شماره ۶۲۴ - ز چشمان او چون نخواهم نگاهی؟ شماره ۶۲۵ - ما عشقباز گریه چه دانیم خنده چیست شماره ۶۲۶ - بیهوده گشتیم، مهمان گردون شماره ۶۲۷ - ماییم و گفتن شعر، در وصف آن گل رو شماره ۶۲۸ - هر چه می گویی، ز چشم عشوه پردازش بگو شماره ۶۲۹ - در مدرسه عشق، به نادانی من کو؟ شماره ۶۳۰ - دارم ز دیدن گل نوخیز خود، چو شمع شماره ۶۳۱ - دختری کز سایه رز می رمید شماره ۶۳۲ - بهر حفظ سیم و زر، کارش درشتی کردن است شماره ۶۳۳ - ناله برگشت ز لب از فرح دیدن تو شماره ۶۳۴ - کردم چو ساز گریه، بیا صد نوا شنو شماره ۶۳۵ - رام کسی نیست یار، کس چه بگوید به او شماره ۶۳۶ - بدن غنچه نباشد به صفای تن او شماره ۶۳۷ - در ته دریا، تنش از تشنگی گردید خشک شماره ۶۳۸ - گر بلغزد بر کنار جوی هستی پای سرو شماره ۶۳۹ - بی برکت است چیزی، کان در شماره آید شماره ۶۴۰ - دلم صدره به گلشن رفته، لیکن شماره ۶۴۱ - نی به میناکار دارم، نی به خم، نی با سبو شماره ۶۴۲ - چرخ نامرد است، اگر مردی ازو یاری مخواه شماره ۶۴۳ - روز جزا برآیم، ساغر به کف نهاده شماره ۶۴۴ - باز بر بال و پرم گرد هوس پیچیده شماره ۶۴۵ - گل قبا آرد بر ما، غنچه گردد افسر ما شماره ۶۴۶ - ز بس می روید امشب از چراغ ما گل شادی شماره ۶۴۷ - پژمرده بود حسن بت دست رسیده شماره ۶۴۸ - شیشه بیار ساقیا، از پی هم پیاله ده شماره ۶۴۹ - دست رد بر ساغر صهبا منه شماره ۶۵۰ - تن ما سرشته خون، دل ما چکیده غم شماره ۶۵۱ - از تیرگی چه شکوه به غربت، که همچو مشک شماره ۶۵۲ - ادب خاموش دارد بار شوق عشقبازان را شماره ۶۵۳ - در سمن زار تنت جلوه کند نیلوفر شماره ۶۵۴ - کاش عذری در گنهکاری نمی گفتم به یار شماره ۶۵۵ - می بکش، می ولی حکیمانه شماره ۶۵۶ - بس که پاشید ازو ناز و نیاز از من ریخت شماره ۶۵۷ - به قرابه از صبوحی، قدح شراب مانده شماره ۶۵۸ - یارب از نسرین، چراغ لاله را پروانه ده شماره ۶۵۹ - کسی که دیده ور افتاده در سرای وجود شماره ۶۶۰ - دلا اگر سر تعلیم من توانی داشت شماره ۶۶۱ - طرح وارونی نشد در ساغرم اکنون پدید شماره ۶۶۲ - نیم در کسوت فقر از فلک ممنون احسانی شماره ۶۶۳ - دوران به آب می کرد، طرح ایاغ لاله شماره ۶۶۴ - ساقیا لب تشنه ام، آبی چو لعل تر بده شماره ۶۶۵ - مردمکم داده تن به خاک نشینی شماره ۶۶۶ - از کوه چون بزرگان، فیضی نمی تراود شماره ۶۶۷ - ای گشوده چشمت از هر سو در میخانه ای شماره ۶۶۸ - داغ رشک باغبان کهنه اش گل می کند شماره ۶۶۹ - زاهدا پیمانه ات چون پر شود از دور چرخ شماره ۶۷۰ - تو خود مهری، ولیکن با سیه روز غم عشقت شماره ۶۷۱ - چه لذت وجود مرا از جوانی؟ شماره ۶۷۲ - شمع است مرا حجت این حرف که بی جرم شماره ۶۷۳ - چشم پرخون و نگردید دل ما خالی شماره ۶۷۴ - دلا غیر از رهی کز دیدن او می روی از خود شماره ۶۷۵ - جنگ با من دارد ای دل تا طلبکارش تویی شماره ۶۷۶ - کس چه می داند که پیمانت نمی ماند درست شماره ۶۷۷ - به آن گل می توانی همچو شبنم گشت همزانو شماره ۶۷۸ - از بس که دارم زین چمن، درد و غم آوارگی شماره ۶۷۹ - صورت پذیر درد است، دیبای زندگانی شماره ۶۸۰ - چون نمدپوش شدی، خدمت قیصر نکنی شماره ۶۸۱ - نه دود است این که بر اطراف روی شمع می افتد شماره ۶۸۲ - داد بی موجب عنانم را به دست رهزنی شماره ۶۸۳ - بس که هر سو رخنه دارد کلبه ام چون خانه گل شماره ۶۸۴ - من و ذوق باده نوشی، ز ایاغ صبحگاهی شماره ۶۸۵ - بکش ساغر پیاپی تا به رنگ ارغوان باشی شماره ۶۸۶ - چشم مرا آب داد، تازگی روی می شماره ۶۸۷ - پریده بلبل و مانده ست آشیان از وی شماره ۶۸۸ - از غم دنیا نباشد هیچ کس جان بردنی شماره ۶۸۹ - ز خوان صحبت یاران، چو شیشه ساعت شماره ۶۹۰ - بر ما چه سان نخندد، دام و قفس ز هر سو؟ شماره ۶۹۱ - چو یاقوت از زمین هم در وطن گر پست تر باشی شماره ۶۹۲ - ما به جای قطره، دریا ریختیم از چشم تر شماره ۶۹۳ - گفتی که در دل تو، نگشود خاطر من شماره ۶۹۴ - روز و شب جام به کف دارم و محروم شراب شماره ۶۹۵ - قتل ما بی دست و پایان را دلیری شرط نیست شماره ۶۹۶ - رخ لاله، زلف سنبل، لب غنچه، صوت بلبل شماره ۶۹۷ - در راه کوی جانان، منت کش بلد نیست شماره ۶۹۸ - چون نگرداند ورق، از بیم آه و ناله ام؟ شماره ۶۹۹ - دلا در زیر بار آرزو بسیار می مانی شماره ۷۰۰ - ای که داری گله از دست فراموشی یار شماره ۷۰۱ - کشتی ز بی آرامی ام، آرام جان کیستی شماره ۷۰۲ - بر دیده گذارم کف پایی که تو داری شماره ۷۰۳ - گر به مهر همه چون صبح برآرم نفسی شماره ۷۰۴ - آتشین رخسار ما شمعی ست بزم حسن را شماره ۷۰۵ - نخواهی داشت رنگ از سوختن هم، ای خس گلشن شماره ۷۰۶ - در کار معنی پروری کافتاده ناحق بر سرم شماره ۷۰۷ - در کوچه زنجیر به خاکم بسپارید شماره ۷۰۸ - قسمت ما درد بسیار است و درمان اندکی شماره ۷۰۹ - اگر با ما سیه بختان بود ماه جهانتابی شماره ۷۱۰ - چو رخ در آینه بینی، گل آرزو نکنی شماره ۷۱۱ - زین گونه گر شیرین بود، لعل لب نوشین تو شماره ۷۱۲ - خوش آن کز یاری دوران چو مینا شماره ۷۱۳ - دامن آرزویم پر شده از گوهر اشک شماره ۷۱۴ - از گل غمها به رنگ غنچه پژمرده است شماره ۷۱۵ - به این بی برگی ات در برگرفتم، نرگسی بگشا شماره ۷۱۶ - از نیک و بد کشیدیم، آزار آشنایی شماره ۷۱۷ - چون ز تنهایی غربت برهانم خود را؟ شماره ۷۱۸ - کنم گر جان فدای کودک اشک شماره ۷۱۹ - بس که برگرد تو گشتم، سر من می گردد شماره ۷۲۰ - زندگی می آورد ای شمع، آب جوی صبح شماره ۷۲۱ - نه تلاش سیر گلشن، نه سر کنار جویی شماره ۷۲۲ - در دیار غم به غیر از کودکان اشک ما شماره ۷۲۳ - چو آن سربسته مینایی که دارد باده روشن شماره ۷۲۴ - باغبان چون نکند خنده ز بی عقلی تو؟ شماره ۷۲۵ - حاصل دنیا و دین را مفت نستاند کسی شماره ۷۲۶ - از بس که به ما نظر نداری شماره ۷۲۷ - ای چرخ ناملایم، با مردمان چه داری؟ شماره ۷۲۸ - طرب می چکد از صدای صراحی شماره ۷۲۹ - شکری شود زبانم، چو به حرف من بخندی شماره ۷۳۰ - سرکشی در صورت افتادگی زیبنده نیست شماره ۷۳۱ - ای روی تو سردفتر گلهای بهاری شماره ۷۳۲ - دهان غنچه، روی گل، جبین نسترن داری شماره ۷۳۳ - بس که از روی نزاکت بر ما می آیی شماره ۷۳۴ - به ز سر رشته عقل است گر از طره خویش شماره ۷۳۵ - تا تو رفتی، زندگی رفت از برم، بازآ که من شماره ۷۳۶ - دلا مخواب که در کارخانه قسمت شماره ۷۳۷ - هر طرف صد گل سیراب نشاط است، ولی شماره ۷۳۸ - گشودم لب که با مطرب برآرم یک نفس چون نی شماره ۷۳۹ - خورشید مشت خاری ست، جایی که گل تو باشی شماره ۷۴۰ - گل نورسی، ولیکن ز غرور تازگیها شماره ۷۴۱ - یک سخن نشنیدم ای گل از دهان نازکت شماره ۷۴۲ - به زلفت می کند از آشنایی شانه همراهی شماره ۷۴۳ - قطره پیمایی ست کار ساقی بزم فلک شماره ۷۴۴ - رویش چو آفتاب است، او را نمی شناسی شماره ۷۴۵ - جوان مردم، ولیکن نه زنی دارم نه فرزندی شماره ۷۴۶ - به برگ عیش رسم، گر چو نوبهار آیی شماره ۷۴۷ - گر نشینم، جای می گیرم به پهلوی غمی شماره ۷۴۸ - جانا ز تو شادم به سلامی و پیامی شماره ۷۴۹ - من نه ابرم، نه تو گل، بهر چه در باغ وصال شماره ۷۵۰ - از بس گل ناسازی ام در جیب و دامن می کنی شماره ۷۵۱ - بی وضو، دست به پیمانه صهبا نکنی شماره ۷۵۲ - آخر این جان سبکروح ز تن خواهد رفت شماره ۷۵۳ - بس که گشته شیوه اسلامیان حق دشمنی شماره ۷۵۴ - ای که گویی فیض دارد سرزمین مصر و شام شماره ۷۵۵ - نسترن می طلبد از بدنت خوشبویی شماره ۷۵۶ - هر دو بی مثلیم در هنگامه ناز و نیاز شماره ۷۵۷ - رزقم چو یاقوت، از تنگ بختی شماره ۷۵۸ - در باغ گیتی، شد قسمت من شماره ۷۵۹ - سنگباران کرد شبنم بی رخ او باغ را شماره ۷۶۰ - چشم من سوی تو، چشم تو به سوی دگری شماره ۷۶۱ - ای شوخ لاله رخسار، باغ و بهار مایی شماره ۷۶۲ - ندارد دیده ما طالع نظاره رویی شماره ۷۶۳ - کهنه شد گلشن، ز جوی شیشه آبی نوش کن شماره ۷۶۴ - گل را نبود رونق رویی که تو داری شماره ۷۶۵ - تازگیهای بهار از گل تر مستغنی ست شماره ۷۶۶ - غیر اگر سویت ببیند، رونپوشی، رخ نتابی شماره ۷۶۷ - صبوحی می کنم در اول شب شماره ۷۶۸ - برون رفتن چو تیر از خانه، می زیبد جوانان را