هوش مصنوعی:
این شعر از مولانا بیانگر دوری از دنیا و ارزش نهادن به عشق و وصل معنوی است. شاعر از ترس مفلسی و نرسیدن به آرزوها میگوید و تأکید میکند که فرصتها را باید امروز غنیمت شمرد، چرا که فردایی ممکن است نرسد.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مضامین عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی مفاهیم مانند زهد و دوری از دنیا ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۲۹۵ - گر ز دنیا بکشی پای، چنان دور بکش
گر ز دنیا بکشی پای، چنان دور بکش
که اگر سعی کنی، دست به دنیا نرسد ۱
من کجا، دسترس قیمت وصل تو کجا
ترسم از مفلسی ام کار به سودا نرسد ۲
خنده گر بر در و دیوار جهان ریخته است
غیر دندان تاسف به لب ما نرسد ۳
گر به طغرا نظری می کنی، امروز بکن
بلکه از درد فراق تو به فردا نرسد ۴
که اگر سعی کنی، دست به دنیا نرسد ۱
من کجا، دسترس قیمت وصل تو کجا
ترسم از مفلسی ام کار به سودا نرسد ۲
خنده گر بر در و دیوار جهان ریخته است
غیر دندان تاسف به لب ما نرسد ۳
گر به طغرا نظری می کنی، امروز بکن
بلکه از درد فراق تو به فردا نرسد ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۲۵۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۴ - نه جوی باغ می داند دلم، نه جدول بستان
گوهر بعدی:شماره ۲۹۶ - به زلفت شانه گر محرم نمی شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.