هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و غزلگونه است که در آن شاعر از دلبردگی، انتظار و نگرانی نسبت به معشوق سخن میگوید. او از گریههایش در فراق و امید به وصال میگوید و در نهایت، کار خود را به دست چرخ روزگار و خداوند میسپارد.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای شعری ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند انتظار و دلبردگی نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۴۱۱ - دل برد آن نگار، ببینم چه می کند
دل برد آن نگار، ببینم چه می کند
گل کرد صید خار، ببینم چه می کند ۱
شوخی کنان به چشم درآمد چو طفل اشک
آید چو در کنار، ببینم چه می کند ۲
در صبح وصل، دیده گرفتار گریه بود
در شام انتظار ببینم چه می کند ۳
کارم به دست چرخ و ز من بازپرس کار
انصاف کردگار ببینم چه می کند ۴
گل کرد صید خار، ببینم چه می کند ۱
شوخی کنان به چشم درآمد چو طفل اشک
آید چو در کنار، ببینم چه می کند ۲
در صبح وصل، دیده گرفتار گریه بود
در شام انتظار ببینم چه می کند ۳
کارم به دست چرخ و ز من بازپرس کار
انصاف کردگار ببینم چه می کند ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۱۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۰ - عیسی صفت است دختر رز
گوهر بعدی:شماره ۴۱۲ - شیرین به چشم کس ننماییم همچو اشک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.