هوش مصنوعی:
شب در آغوش نظر بود و شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند پیرهن بافته از تار نگه، لب خشک صدف، و موج صفا، احساسات عمیق و زیباییهای طبیعت را توصیف میکند. این متن ترکیبی از عشق، غربت، و زیباییهای طبیعی است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق شاعرانه و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی ادبی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند غربت و عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
شماره ۴۴۶ - شب در آغوش نظر بود سراپای تنش
شب در آغوش نظر بود سراپای تنش
پیرهن بافتم از تار نگه بر بدنش ۱
کربلایی ست لب خشک صدف را غربت
گوشمال عجبی داد جلای وطنش ۲
می کند باد صبا اطلس گل پای انداز
صوت بلبل چو کند مایل سیر چمنش ۳
می زند موج صفا بس که ز هر سو بدنش
بهتر از خانه آیینه بود پیرهنش ۴
پیرهن بافتم از تار نگه بر بدنش ۱
کربلایی ست لب خشک صدف را غربت
گوشمال عجبی داد جلای وطنش ۲
می کند باد صبا اطلس گل پای انداز
صوت بلبل چو کند مایل سیر چمنش ۳
می زند موج صفا بس که ز هر سو بدنش
بهتر از خانه آیینه بود پیرهنش ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۲۰۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۵ - تا به کی باشی گرفتار امید؟
گوهر بعدی:شماره ۴۴۷ - دلم از روی تو خوش، خاطرم از موی تو خوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.