هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و دلبستگی به معشوق سخن میگوید و ناتوانی خود را در درک و بیان احساساتش توصیف میکند. او از زیباییهای طبیعت و معشوق میگوید، اما در عین حال از ناتوانی در درک کامل این زیباییها و احساساتش ابراز ناراحتی میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شاعرانه ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.
شماره ۵۷۶ - طرب گل کرده از هر شاخ و گل چیدن نمی دانم
طرب گل کرده از هر شاخ و گل چیدن نمی دانم
پریشان بلبلم، جز گلستان دیدن نمی دانم ۱
به دستم گر دهد آن نازنین، گیسوی مشکین را
ز نافهمیدگی، چون شانه بوییدن نمی دانم ۲
چرا مینا نخندد بر من بیدل، که چون ساغر
لبم با لعل او پیوست و بوسیدن نمی دانم ۳
چو صحرا ناله دارد طینتم، لیکن ز بیدردی
اگر کوه آیدم برسینه، نالیدن نمی دانم ۴
پریشان بلبلم، جز گلستان دیدن نمی دانم ۱
به دستم گر دهد آن نازنین، گیسوی مشکین را
ز نافهمیدگی، چون شانه بوییدن نمی دانم ۲
چرا مینا نخندد بر من بیدل، که چون ساغر
لبم با لعل او پیوست و بوسیدن نمی دانم ۳
چو صحرا ناله دارد طینتم، لیکن ز بیدردی
اگر کوه آیدم برسینه، نالیدن نمی دانم ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۱۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷۵ - کار اگر چنین باشد، مزد کار ما معلوم
گوهر بعدی:شماره ۵۷۷ - چه سان منزل شناس راه دل باشم، که از سستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.