هوش مصنوعی: شاعر از بی برگی و خزان خود گلایه می‌کند، اما امیدوار است که بهار دوباره بازگردد و خزانش را تعظیم کند. او آرزو دارد که تقدیرش مانند شکاراندازی بی‌زحمت باشد و از اینکه تیرش به زور دیگری از کمانش پرتاب می‌شود، ناراضی است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایین ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و کنایه‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۶۱۶ - ز بی برگی بود لبریز رونق گلستان من

ز بی برگی بود لبریز رونق گلستان من
بهار از جای برخیزد به تعظیم خزان من ۱

شکاراندازیی بی سعی تقدیر آرزو دارم
به زور دیگری تا کی جهد تیر از کمان من؟ ۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۲
کانال گوهرین در ایتا
۲۴۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۱۵ - بزم بی نور است، از جام طرب می نوش کن
گوهر بعدی:شماره ۶۱۷ - می رود از گردش گردون، چه زیبا و چه زشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.