هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر به زیباییهای معشوق اشاره میکند و بیان میدارد که هیچ گلی به زیبایی روی او نیست و هیچ سنبلی بوی موی او را ندارد. همچنین، شاعر از معشوق میخواهد که با انصاف به خود بنگرد و بپذیرد که زیباییاش بینظیر است. در پایان، شاعر از ساقی میخواهد که شراب بیاورد تا در این شب خاص، مهمان دریا شود.
رده سنی:
15+
این شعر دارای مضامین عاشقانه و زیباییشناختی است که برای نوجوانان و بزرگسالان قابل درک و لذتبردن است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات ممکن است برای کودکان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۷۶۴ - گل را نبود رونق رویی که تو داری
گل را نبود رونق رویی که تو داری
سنبل ندهد نکهت مویی که تو داری ۱
چون بوی ترا تحفه به گلشن نبرد باد؟
بوی گل تر نیست چو بویی که تو داری ۲
روی تو نکو، موی تو خوش، لیک چه حاصل؟
یک دم نتوان ساخت به خویی که تو داری ۳
ساقی، قدح از چشمه به دست آر، که امشب
دریا شده مهمان سبویی که تو داری ۴
زآیینه انصاف ببین صورت خود را
چون بوسه نخواهیم ز رویی که تو داری؟ ۵
سنبل ندهد نکهت مویی که تو داری ۱
چون بوی ترا تحفه به گلشن نبرد باد؟
بوی گل تر نیست چو بویی که تو داری ۲
روی تو نکو، موی تو خوش، لیک چه حاصل؟
یک دم نتوان ساخت به خویی که تو داری ۳
ساقی، قدح از چشمه به دست آر، که امشب
دریا شده مهمان سبویی که تو داری ۴
زآیینه انصاف ببین صورت خود را
چون بوسه نخواهیم ز رویی که تو داری؟ ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۳۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۶۳ - کهنه شد گلشن، ز جوی شیشه آبی نوش کن
گوهر بعدی:شماره ۷۶۵ - تازگیهای بهار از گل تر مستغنی ست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.