هوش مصنوعی:
این شعر از حسرت، غم و ناامیدی سخن میگوید. شاعر از عشق نافرجام، روزگار سخت و بخت ناسازگار شکایت دارد و احساس میکند که در چاه مصیبت افتاده است. او حتی به قناعت و فطرت خود نیز به دیده انتقاد مینگرد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاطفی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، فضای غالب شعر غمگین و ناامیدانه است که برای سنین پایین مناسب نیست.
شماره ۱۹ - باز دل بر در غم طرح محبت انداخت
باز دل بر در غم طرح محبت انداخت
بر سر شعله چو خس رخت اقامت انداخت ۱
ای سگ دوست به جانت که چو غم جانم خورد
استخوانم را در دوزخ حسرت انداخت ۲
ریسمان نفسم را غم ایام گسیخت
دلو عمرم به ته چاه قیامت انداخت ۳
دل به صد حیله شد آبستن طفل طربی
دید بخت سیهم را و بساعت انداخت ۴
گرچه زین پیش مصیبت به دل آتش میزد
ماتمم آتش در جان مصیبت انداخت ۵
فطرت پست فصیحیست که در روز ازل
خلعت همت بر دوش قناعت انداخت ۶
بر سر شعله چو خس رخت اقامت انداخت ۱
ای سگ دوست به جانت که چو غم جانم خورد
استخوانم را در دوزخ حسرت انداخت ۲
ریسمان نفسم را غم ایام گسیخت
دلو عمرم به ته چاه قیامت انداخت ۳
دل به صد حیله شد آبستن طفل طربی
دید بخت سیهم را و بساعت انداخت ۴
گرچه زین پیش مصیبت به دل آتش میزد
ماتمم آتش در جان مصیبت انداخت ۵
فطرت پست فصیحیست که در روز ازل
خلعت همت بر دوش قناعت انداخت ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸ - باز دل در موج تبخال از تب حرمان کیست
گوهر بعدی:شماره ۲۰ - عندلیب عشق را جز نالههای زار نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.