هوش مصنوعی:
این شعر از عشق، غم و ناامیدی سخن میگوید. شاعر با تصاویری مانند موج غصه، دریای خون، نالههای شعله و داغ جنون، احساسات عمیق خود را بیان میکند. او از نبودن شادی در زندگی خود میگوید و از بخت بدش شکایت دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و تصاویر شاعرانهای مانند غم، ناامیدی و درد است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی بیشتری دارد.
شماره ۳۹ - بی روی او نظاره ز چشمم برون نشست
بی روی او نظاره ز چشمم برون نشست
چون موج غصه بر سر دریای خون نشست ۱
میگفت غم چو ناله لب شعله میفشاند
کاین نغمه در مصیبت صد ارغنون نشست ۲
عقلم به باغ خویش گل خرمی ندید
چون شعله رفت و در دل داغ جنون نشست ۳
خون میگریست عشق که دل در جهان نماند
چون زخم تیشه در جگر بیستون نشست ۴
از بهر بخت خویش فصیحی هزار بار
فالی زدیم قرعه ولی واژگون نشست ۵
چون موج غصه بر سر دریای خون نشست ۱
میگفت غم چو ناله لب شعله میفشاند
کاین نغمه در مصیبت صد ارغنون نشست ۲
عقلم به باغ خویش گل خرمی ندید
چون شعله رفت و در دل داغ جنون نشست ۳
خون میگریست عشق که دل در جهان نماند
چون زخم تیشه در جگر بیستون نشست ۴
از بهر بخت خویش فصیحی هزار بار
فالی زدیم قرعه ولی واژگون نشست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸ - ما غریبان را ز ناکامی کنار جان پرست
گوهر بعدی:شماره ۴۰ - وفای عهد ز خوبان عهد ما غلطست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.