هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از ناامیدی، عشق و رنجهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر از بسته بودن درهای امید، نبود گشایش در زندگی، و بیپاسخ ماندن اشکها و التماسهایش مینالد. همچنین، به موضوع عشق و فداکاری در راه آن اشاره میکند و از شهید عشق سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، لحن غمگین و ناامیدانهی شعر ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۵۰ - در میزنم چه شد که گشایش پدید نیست
در میزنم چه شد که گشایش پدید نیست
قفل مرا معاملهای با کلید نیست ۱
صد ابر رحمت آمد و دل شبنمی ندید
گویا که این گیاه خدا آفرید نیست ۲
سهو کتاب رسم فزون از حدست لیک
سهوی چو سهو تهنیت روز عید نیست ۳
صد بحر خون زهر مژه طی کردم و هنوز
پایان کار گریه شوقم پدید نیست ۴
بعد از وداع دوست فصیحی شهید عشق
گر نیم لحظه زنده بماند شهید نیست ۵
قفل مرا معاملهای با کلید نیست ۱
صد ابر رحمت آمد و دل شبنمی ندید
گویا که این گیاه خدا آفرید نیست ۲
سهو کتاب رسم فزون از حدست لیک
سهوی چو سهو تهنیت روز عید نیست ۳
صد بحر خون زهر مژه طی کردم و هنوز
پایان کار گریه شوقم پدید نیست ۴
بعد از وداع دوست فصیحی شهید عشق
گر نیم لحظه زنده بماند شهید نیست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹ - آن سرو خرامان که گذشت از چمن کیست
گوهر بعدی:شماره ۵۱ - آتش به از گلیست کش آسیب خار نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.