هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به زیباییهای معشوق و تأثیر عمیق او بر شاعر میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند سرو خرامان، شمع روشنکننده دل، و بوی خوش معشوق، احساسات خود را بیان میکند. او از جدایی و فراق شکایت دارد و آرزو میکند معشوق در جمع حاضر شود. در پایان، شاعر به مهارت خود در شعر اشاره میکند و میگوید با این زیبایی بیان، نیاز به ذیل نام نیست.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی بیشتری دارد.
شماره ۴۹ - آن سرو خرامان که گذشت از چمن کیست
آن سرو خرامان که گذشت از چمن کیست
و آن شمع برافروخته از انجمن کیست ۱
شمعی که چراغ دل ما روشن ازو شد
روشن شود ای کاش که در انجمن کیست ۲
جان یافتم از بوی تو ای باد سحرگاه
این بوی خوش از طره عنبرشکن کیست ۳
بویی که منور شد ازو دیده یعقوب
بو بردهام امروز که در پیرهن کیست ۴
آن مرغ که رم کرد ز من رام که گردید
و آن روح که رفت از تن من در بدن کیست ۵
شبها دو لب من بهم از ناله نیاید
تا او همه شب خفته دهن بر دهن کیست ۶
در نظم فصیحی رقم نام چه حاجت
پیدا بود از حسن ادا کاین سخن کیست ۷
و آن شمع برافروخته از انجمن کیست ۱
شمعی که چراغ دل ما روشن ازو شد
روشن شود ای کاش که در انجمن کیست ۲
جان یافتم از بوی تو ای باد سحرگاه
این بوی خوش از طره عنبرشکن کیست ۳
بویی که منور شد ازو دیده یعقوب
بو بردهام امروز که در پیرهن کیست ۴
آن مرغ که رم کرد ز من رام که گردید
و آن روح که رفت از تن من در بدن کیست ۵
شبها دو لب من بهم از ناله نیاید
تا او همه شب خفته دهن بر دهن کیست ۶
در نظم فصیحی رقم نام چه حاجت
پیدا بود از حسن ادا کاین سخن کیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸ - نهفته در دم شمشیر نوبهاری هست
گوهر بعدی:شماره ۵۰ - در میزنم چه شد که گشایش پدید نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.