هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار از درد فراق و از دست دادن معشوق می‌نالد. او از اشک‌های بی‌پایان، ناکامی‌ها و ناامیدی‌های خود سخن می‌گوید و افسوس می‌خورد که عمرش به پایان رسید، اما آرزوهایش برآورده نشد. همچنین، او آرزو می‌کند که ای کاش زودتر می‌مرد تا شاهد رنج‌های هجران نباشد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمگینانه است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مرگ و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری دارند.

شماره ۵۹ - از دل هزار لخت به چشم نثار رفت

از دل هزار لخت به چشم نثار رفت
جز داغ هر چه بود درین لاله‌زار رفت ۱

ضعفم چنان گداخت که طوفان اشک دوش
صد جا نشست از مژه تا در کنار رفت ۲

آن دیده گو ذخیره دیدار می‌نهاد
نیرنگ بخت بین که به دنبال یار رفت ۳

بگذشت عمر و غنچه ما ناشکفته ماند
این ماتم دگر که ز باغم بهار رفت ۴

ای کاش پیشتر ز فصیحی نمردمی
تا دیدمی چه بر سرش از هجر یار رفت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۰۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۸ - نوبهاران از در این باغ و بستان بازگشت
گوهر بعدی:شماره ۶۰ - از فیض گریه‌ام مژه نشو و نما گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.