هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از تأثیر اشکها، نیرنگهای عشق، و حسادت به بوی دوست میگوید. همچنین، اشارهای به دشمنیهای پنهان در روابط عاشقانه دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند حسادت و دشمنی در عشق نیاز به درک بالاتری از روابط انسانی دارد.
شماره ۶۰ - از فیض گریهام مژه نشو و نما گرفت
از فیض گریهام مژه نشو و نما گرفت
سامان صد بهار چمن زین گیا گرفت ۱
نیرنگ عشق بین که به یک تار زلف یار
سرتاسر زمانه به تار بلا گرفت ۲
بگداختم ز رشک که شمع سحرگهی
جان داد و بوی دوست ز باد صبا گرفت ۳
بوی ترا به من که رساند که هر نسیم
کان چین زلف دید در آن حلقه جا گرفت ۴
از دوست دشمنیست فصیحی نصیب دل
قسمت نگر که سایه خور از هما گرفت ۵
سامان صد بهار چمن زین گیا گرفت ۱
نیرنگ عشق بین که به یک تار زلف یار
سرتاسر زمانه به تار بلا گرفت ۲
بگداختم ز رشک که شمع سحرگهی
جان داد و بوی دوست ز باد صبا گرفت ۳
بوی ترا به من که رساند که هر نسیم
کان چین زلف دید در آن حلقه جا گرفت ۴
از دوست دشمنیست فصیحی نصیب دل
قسمت نگر که سایه خور از هما گرفت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۹ - از دل هزار لخت به چشم نثار رفت
گوهر بعدی:شماره ۶۱ - شب بیخبرم حرف فراقت به زبان رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.