هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد فراق یار میگوید و از نالههای پنهان در دل و اشکهای ریخته شده در شب سخن میگوید. او از یاد روزهای خوش گذشته و تماشای گلزارها حسرت میخورد و از بیوفایی معشوق شکایت میکند. شعر پر از تصاویر غمگین و دردناک از جدایی و عشق ناکام است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق، درد فراق و ناامیدی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد. درک کامل این احساسات نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۰۸ - شب که جانم خسته از بیم وداع یار بود
شب که جانم خسته از بیم وداع یار بود
نالههای خفته در دل بر لبم بیدار بود ۱
لخت لخت دل ز مژگان سوی چشمم بازگشت
بینوا گویی چو من لب تشنه دیدار بود ۲
کاروان گریه گویی از جگر آمد که دوش
قطرههای اشک ما را نالهها در بار بود ۳
دامنم از پارههای دل گلستان گشت آه
یاد روزی کز تماشا دیدهام گلزار بود ۴
جان شب از خون جگر مرثیه ما مینوشت
این قدر هم مرحمت ز آن بیوفا بسیار بود ۵
شرم عشقم میکشد کز دولت وصلش دو روز
شعلههای دوزخ غم در جگر بیکار بود ۶
بی تو هرگز نوبر سیر سر مژگان نکرد
سالها گویی فصیحی را نگه بیمار بود ۷
نالههای خفته در دل بر لبم بیدار بود ۱
لخت لخت دل ز مژگان سوی چشمم بازگشت
بینوا گویی چو من لب تشنه دیدار بود ۲
کاروان گریه گویی از جگر آمد که دوش
قطرههای اشک ما را نالهها در بار بود ۳
دامنم از پارههای دل گلستان گشت آه
یاد روزی کز تماشا دیدهام گلزار بود ۴
جان شب از خون جگر مرثیه ما مینوشت
این قدر هم مرحمت ز آن بیوفا بسیار بود ۵
شرم عشقم میکشد کز دولت وصلش دو روز
شعلههای دوزخ غم در جگر بیکار بود ۶
بی تو هرگز نوبر سیر سر مژگان نکرد
سالها گویی فصیحی را نگه بیمار بود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۷ - یاد آن شبها که بزم عیش ما آباد بود
گوهر بعدی:شماره ۱۰۹ - شب همه شب با صبوری نالهام در جنگ بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.