هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از غم و ناامیدی خود میگوید. او احساس میکند که در دام مشکلات و ناکامیها گرفتار شده و از رسیدن به آرزوهایش بازمانده است. با وجود تلاشهای فراوان، به جایی نرسیده و همچنان درگیر غم و اندوه است. او از بیوفایی دنیا و ناکامیهایش شکایت میکند و احساس میکند که مانند میوهای نارس بر زمین افتاده است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی مانند غم، ناامیدی و شکایت از زندگی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، این نوع اشعار معمولاً برای سنین بالاتر که تجربههای زندگی بیشتری دارند، جذابتر و قابلدرکتر است.
شماره ۱۴۱ - گرد افغانم ز دامان جرس افتادهام
گرد افغانم ز دامان جرس افتادهام
از حریم محمل امید پس افتادهام ۱
نالهام از بس گرانبار غمم ماندم به جای
ورنه عمری شد که در راه نفس افتادهام ۲
سالها کردم به پای عقل طی راه عشق
چون نکو دیدم دو گام از خویش پس افتادهام ۳
کوشش پرواز همت بین که در اقلیم حسن
با وجود صد گلستان در قفس افتادهام ۴
شعله برگشته روزم کز دل ماتمکشان
بستهام بار غم و د رجان خس افتادهام ۵
ناخلف فرزند غم بودم از آن یادم نکرد
ورنه میداندکه در دام هوس افتادهام ۶
میوه عیشم ولی از بیوفاییهای شاخ
بر زمین غم فصیحی نیمرس افتادهام ۷
از حریم محمل امید پس افتادهام ۱
نالهام از بس گرانبار غمم ماندم به جای
ورنه عمری شد که در راه نفس افتادهام ۲
سالها کردم به پای عقل طی راه عشق
چون نکو دیدم دو گام از خویش پس افتادهام ۳
کوشش پرواز همت بین که در اقلیم حسن
با وجود صد گلستان در قفس افتادهام ۴
شعله برگشته روزم کز دل ماتمکشان
بستهام بار غم و د رجان خس افتادهام ۵
ناخلف فرزند غم بودم از آن یادم نکرد
ورنه میداندکه در دام هوس افتادهام ۶
میوه عیشم ولی از بیوفاییهای شاخ
بر زمین غم فصیحی نیمرس افتادهام ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۰ - میآید از سیر جگر آهم گلستان در بغل
گوهر بعدی:شماره ۱۴۲ - دردم و نوش مراد از نیش نشتر خوردهام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.