هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از ناتوانی خود در فراموشی دردها و رنجهای عشق میگوید. او نمیتواند از ناله و اشک دست بکشد و از ضعف خود در حفظ عهد و پیمان میترسد. همچنین، او خود را مانند گلی میداند که در بیابان زندگی پر از خار و درد دارد و نمیتواند از غم عشق رها شود.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی مانند عشق، غم، و ناتوانی است که درک آنها برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند عهدشکنی و درد عشق نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.
شماره ۱۶۶ - از ناله لب حوصله بستن نتوانم
از ناله لب حوصله بستن نتوانم
همچون مژه بی اشک نشستن نتوانم ۱
این تار نفس بگسلم اکنون که توان هست
ترسم دگر از ضعف گسستن نتوانم ۲
تو عهدشکن خواهی و من بس که ضعیفم
یک عهد به صد سال شکستن نتوانم ۳
خار طلبم چون گل دل لالهمزاجم
بی داغ درین بادیه رستن نتوانم ۴
از چهره دل گرد غم دوست فصیحی
صد شکر که دریایم و شستن نتوانم ۵
همچون مژه بی اشک نشستن نتوانم ۱
این تار نفس بگسلم اکنون که توان هست
ترسم دگر از ضعف گسستن نتوانم ۲
تو عهدشکن خواهی و من بس که ضعیفم
یک عهد به صد سال شکستن نتوانم ۳
خار طلبم چون گل دل لالهمزاجم
بی داغ درین بادیه رستن نتوانم ۴
از چهره دل گرد غم دوست فصیحی
صد شکر که دریایم و شستن نتوانم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۵ - جنون از داغ رسوایی چو آراید گلستانم
گوهر بعدی:شماره ۱۶۷ - عشق کو تا آتشی در خرمن اخگر زنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.