هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از دردها و نالههای درونی خود میگوید که گوش شنوایی برای آنها نیست. او از سفر به شهر عدم و تحمل رنجهای زندگی سخن میگوید و از جفاهای معشوق شکایت دارد. همچنین، ابراز میکند که میخواهد با نالههایش نامهای تازه بنویسد و از فرصتی برای بیان دردهایش سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'شهر عدم' و 'نقش مرادی' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.
شماره ۱۷۰ - چند در دل شکنم ناله و خاموش کنم
چند در دل شکنم ناله و خاموش کنم
نالهای کو که بدان تهنیت گوش کنم ۱
سفری کردهام آغاز که تا شهر عدم
هر قدم نقش مرادی به سر دوش کنم ۲
نیستم زخم که چون جلوه مرهم بینم
نمک تیغ جفای تو فراموش کنم ۳
تازه سازم روش نامه طرازی زین پس
نالهای چند به هر سطر سیهپوش کنم ۴
صد نوا هست فصیحی دل ماتم زده را
فرصتی کو که ز دل زمزمهای گوش کنم ۵
نالهای کو که بدان تهنیت گوش کنم ۱
سفری کردهام آغاز که تا شهر عدم
هر قدم نقش مرادی به سر دوش کنم ۲
نیستم زخم که چون جلوه مرهم بینم
نمک تیغ جفای تو فراموش کنم ۳
تازه سازم روش نامه طرازی زین پس
نالهای چند به هر سطر سیهپوش کنم ۴
صد نوا هست فصیحی دل ماتم زده را
فرصتی کو که ز دل زمزمهای گوش کنم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۰۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۹ - کو جنونی تا خرد را طعمه سودا کنم
گوهر بعدی:شماره ۱۷۱ - کو هجوم گریه کز یک قطره صد جیحون کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.