هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از ناکامیها و حسرتهای خود سخن میگوید. او از این که نتوانسته از فرصتها استفاده کند، از بخت بد و ناکامی در عشق و زندگی شکایت دارد و افسوس میخورد که هیچ گاه از مسیر درست حرکت نکرده است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر، همچنین بیان احساسات پیچیده مانند حسرت و ناکامی، برای درک بهتر نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. بنابراین مناسب برای نوجوانان و بزرگسالان است.
شماره ۱۹۲ - صبحیم چه سود از دل آهی ندمیدیم
صبحیم چه سود از دل آهی ندمیدیم
وز ناصیه بخت سیاهی ندمیدیم ۱
جان نیک فسونیست ولی حیف که هرگز
بر سرکشی پر کلاهی ندمیدیم ۲
با صبح بلنداختر یوسف به گه شام
داغیم که از مشرق چاهی ندمیدیم ۳
پامال شدن نکهت گلهای نیازست
افسوس که هیچ از سر راهی ندمیدیم ۴
گوئید که ما صبح وصالیم فصیحی
هیچ از شکن زلف سیاهی ندمیدیم ۵
وز ناصیه بخت سیاهی ندمیدیم ۱
جان نیک فسونیست ولی حیف که هرگز
بر سرکشی پر کلاهی ندمیدیم ۲
با صبح بلنداختر یوسف به گه شام
داغیم که از مشرق چاهی ندمیدیم ۳
پامال شدن نکهت گلهای نیازست
افسوس که هیچ از سر راهی ندمیدیم ۴
گوئید که ما صبح وصالیم فصیحی
هیچ از شکن زلف سیاهی ندمیدیم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۰۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۱ - یاد آن روزی که در میخانه ساغر میزدیم
گوهر بعدی:شماره ۱۹۳ - کو دل که رو به میکده مشرب آوریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.