هوش مصنوعی:
این شعر از حسرت، ناامیدی و درویشی سخن میگوید. شاعر از گمراهی در زندگی و غفلت خود مینالد و از اشک به عنوان مرحمت یاد میکند. او به امید و طلب عشق اشاره دارد، اما حسرت کوتاهی دستش را بیان میکند. همچنین، شاعر به قدرت غم و مصائب زندگی اشاره کرده و از روباهی به عنوان نماد حیلهگری در برابر مشکلات یاد میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی مانند غم، حسرت و درویشی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و نمادهای به کار رفته نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از زندگی دارند.
شماره ۲۰۸ - ره گر اینست درین بادیه گمراهی به
ره گر اینست درین بادیه گمراهی به
خنده غفلتم از گریه آگاهی به ۱
دامن مرحمت ای اشک ز رویم برچین
مکنش سرخ که رنگ چمنم کاهی به ۲
چون طپد در هوس دست طلب دامن دوست
دست امید مرا حسرت کوتاهی به ۳
گرنه درویش دو عالم به غمی نفروشد
از کلاه نمدش تاج شهنشاهی به ۴
شیر غم پنجه چو بگشاد فصیحی مستیز
مرد این معرکه را صولت روباهی به ۵
خنده غفلتم از گریه آگاهی به ۱
دامن مرحمت ای اشک ز رویم برچین
مکنش سرخ که رنگ چمنم کاهی به ۲
چون طپد در هوس دست طلب دامن دوست
دست امید مرا حسرت کوتاهی به ۳
گرنه درویش دو عالم به غمی نفروشد
از کلاه نمدش تاج شهنشاهی به ۴
شیر غم پنجه چو بگشاد فصیحی مستیز
مرد این معرکه را صولت روباهی به ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۷ - درد ما ننگ مداوا برنتابد بیش ازین
گوهر بعدی:شماره ۲۰۹ - جان را شکنج ساز و به زلف حبیب ده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.