هوش مصنوعی:
شاعر از تاریکی دل و بیمایگی جان سخن میگوید و از چرخش چرخ زمان شکایت دارد. سپس از میگسار میخواهد بادهای در ساغر او بریزد که پرتو آن آنقدر تابان باشد که آفتاب در مقابلش مانند سایه به نظر برسد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و استعاری شراب است که درک آن نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین ممکن است برای مخاطبان جوانتر بدون توضیح مناسب گمراهکننده باشد.
شماره ۱۴۸ - زان پیش که جان ز نور بی مایه شود
زان پیش که جان ز نور بی مایه شود
دل تیره ز دور چرخ نه پایه شود ۱
در ساغر ما یکی از آن باده بریز
کز پرتوش آفتاب چون سایه شود ۲
دل تیره ز دور چرخ نه پایه شود ۱
در ساغر ما یکی از آن باده بریز
کز پرتوش آفتاب چون سایه شود ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۱۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۷ - زان پیش که خاک ما فلک کوزه کند
گوهر بعدی:شماره ۱۴۹ - زین باده که دل زجام غیرت نوشید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.