هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ است که در آن شاعر از دل‌بستگی به معشوق، بی‌قراری در غربت، و ارادت به عشق و مستی سخن می‌گوید. او از رهایی از تعلقات دنیوی و رسیدن به حقیقت عشق الهی می‌سراید.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و شناختی نیاز دارد. همچنین، برخی اشارات به مستی و رندی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب باشد.

شماره ۳۰ - از بهر قرار دل دیوانه ی خود باز

از بهر قرار دل دیوانه ی خود باز
با زلف تو گیرم ز سرافسانه ی خود باز ۱

آواره بهر شهر چنانم که نبینم
یک دوست که پرسم خبر از خانه ی خود باز ۲

بر باد مده کاه خود ای شیخ که بگرفت
از خرمن رندان دل من دانه ی خود باز ۳

مستی که فتد بر گذر میکده در راه
باشد که ندادند ره کاشانه ی خود باز ۴

سرمست چو بستم به تو پیمان ارادت
پیمایم از آن باده به پیمانه ی خود باز ۵

هر چند که جان لایق جانان بجوی نیست
جان دادم و دیدم رخ جانانه ی خود باز ۶

بر خیز صفی تا به گدایی بنشینیم
در میکده از همت شاهانه ی خود باز ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۹ - در عشق تو آن بهره که حاصل شود آخر
گوهر بعدی:شماره ۳۱ - خیال سر زده آورد در کنار منش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.