هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق به معشوق، فداکاری، و جدایی از دنیای مادی سخن می‌گوید. شاعر از دیدن روی یار در آینه‌ی دل، فقر عاشقانه، و انتخاب صلح و صفا به جای جنگ می‌گوید. همچنین، او از وابستگی به معشوق و بی‌اعتنایی به دنیای خاکی سخن می‌اند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان کم‌سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند فقر عاشقانه و جدایی از دنیای مادی نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۷ - در عدم آئینه بودم روی یار خویش را

در عدم آئینه بودم روی یار خویش را
دادمی در جان و دل منزل نگار خویش را ۱

خویش را کردم بصورت چون گدا، زان رو فزود
بختم از شاهان بمعنی اعتبار خویش را ۲

در حریم یار نپسندم شود محرم رقیب
کی دهد صیاد، بر دشمن شکار خویش را ۳

ساقیا در آب بسته آتش سیال ریز
بشکنم تا از یکی ساغر خمار خویش را ۴

شاهباز عالم قدسم نیم زین خاکدان
آشیان زین پس کنم دار و دیار خویش را ۵

آستین از پیش اشک دیده بر گیرم اگر
رشک جیحون می کنم از خون کنار خویش را ۶

در شعار جنگ می باشند مردم روز و شب
لیک من صلح و صفا کردم شعار خویش را ۷

لوک مست سر قطارم باردار و خار خوار
زان نهادم د رکف جانان مهار خویش را ۸

هر بهاری را خزانی هست «حاجب » در قفا
من به عالم بی خزان بینم بهار خویش را ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶ - تا، به کی گرم کنی رخش قضا جولان را
گوهر بعدی:شماره ۸ - سیمرغ بهر دانه ای کی صید گردد خام را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.