هوش مصنوعی:
این شعر به توصیف صبحگاهی میپردازد که در آن ساقیان مست و خراب شراب مینوشند و از شب تاریک به روز روشن میرسند. شاعر از صبح و نوشیدن شراب سخن میگوید و به ستایش باده و میخانه میپردازد. همچنین، اشارهای به زاهد و محراب دارد و تضادها بین زندگی عاشقانه و زاهدانه را نشان میدهد.
رده سنی:
18+
محتوا شامل اشارههای مستقیم به مصرف شراب و مستی است که برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نیست. همچنین، مفاهیم عرفانی و نمادین آن ممکن است برای کودکان و نوجوانان قابل درک نباشد.
شماره ۳۷ - صبح شد ساقیان مست و خراب
صبح شد ساقیان مست و خراب
در کدو، از سبو کنید شراب ۱
شب تاریک روز روشن شد
الصبوح الصبوح یا اصحاب ۲
صبح شد نوبت صبوحی شد
رخ بشوئید از خماری خواب ۳
صبح شد کرد آفتاب طلوع
تابکی می کشیم در مهتاب ۴
صبح صادق چو شد سهیل دمید
مرد بیچاره کرمک شب تاب ۵
باده ده ساقیا ادب تا چند
بین الاحباب تسقط آلاداب ۶
ما ز خم یافتیم و میخانه
آنچه می خواست زاهد از محراب ۷
سبحه آن دور، را نخواهد زد
که زند دور جام باده ناب ۸
نقد با ساقی است و نسیه به محض
خلد کوثر کوائب الاتراب ۹
چند ساغر، به «حاجب » درویش
داد باید به بانگ چنگ و رباب ۱۰
در کدو، از سبو کنید شراب ۱
شب تاریک روز روشن شد
الصبوح الصبوح یا اصحاب ۲
صبح شد نوبت صبوحی شد
رخ بشوئید از خماری خواب ۳
صبح شد کرد آفتاب طلوع
تابکی می کشیم در مهتاب ۴
صبح صادق چو شد سهیل دمید
مرد بیچاره کرمک شب تاب ۵
باده ده ساقیا ادب تا چند
بین الاحباب تسقط آلاداب ۶
ما ز خم یافتیم و میخانه
آنچه می خواست زاهد از محراب ۷
سبحه آن دور، را نخواهد زد
که زند دور جام باده ناب ۸
نقد با ساقی است و نسیه به محض
خلد کوثر کوائب الاتراب ۹
چند ساغر، به «حاجب » درویش
داد باید به بانگ چنگ و رباب ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶ - ببین که عشق تو افروخت آتش اندر آب
گوهر بعدی:شماره ۳۸ - عطسه مشکبار زد صبح جهان چو رفت شب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.