هوش مصنوعی:
متن بالا مجموعهای از اشعار عرفانی و اخلاقی است که بر مفاهیمی مانند حقگویی، عشق به خدا، صلح و صفا، هشیاری در مستی، و دوری از غم و غمخواری تأکید دارد. شاعر از مفاهیمی مانند فقر، درد، و محنت به عنوان سپهسالار زندگی یاد میکند و عشق به دوست (خدا) را تنها مأمن واقعی میداند. همچنین، به اهمیت صلح، صدق، و صفا در شناخت مرد خدا اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات به مفاهیمی مانند فقر و درد ممکن است برای مخاطبان جوان تر سنگین باشد.
شماره ۵۷ - هر که حق گفت چو منصور نصیبش داراست
هر که حق گفت چو منصور نصیبش داراست
بر سر دار شدن مرد خدا را کار است ۱
یار اگر می طلبی از غم اغیار منال
همه یار است به چشم تو اگر اغیار است ۲
مستی باده ندارد اثر هشیاری
ای خوش آن مست که در مستی خود هشیار است ۳
ناصح از گفته بی حاصل خود لب بربند
تو، به گفتاری و درویش پی کردار است ۴
نیست جز صلح و صفا شور دگر در سرما
ملک ما نیستی و دولت ما دلدار است ۵
آه ما را علم و ناله علمدار، بود
درد و محنت سپه و فقر سپهسالار است ۶
ای که جان و تن ما را تو خریدار استی
دکه ماست که اکنون بسر بازار است ۷
ما دم از صلح زنیم و همه قهرند از ما
خلق را این چه ره و رسم و چسان کردار است ۸
لا مکانیم و نداریم مکان جز دل دوست
دوست داند که دلش مأمن هر دلدار است ۹
خواهی ار مرد خدا را تو نکو بشناسی
صلح میزان بود و صدق و صفا معیار است ۱۰
«حاجب » ار قصد کند جان تو را خصم چه باک
محتسب را همه دانند که در بازار است ۱۱
بر سر دار شدن مرد خدا را کار است ۱
یار اگر می طلبی از غم اغیار منال
همه یار است به چشم تو اگر اغیار است ۲
مستی باده ندارد اثر هشیاری
ای خوش آن مست که در مستی خود هشیار است ۳
ناصح از گفته بی حاصل خود لب بربند
تو، به گفتاری و درویش پی کردار است ۴
نیست جز صلح و صفا شور دگر در سرما
ملک ما نیستی و دولت ما دلدار است ۵
آه ما را علم و ناله علمدار، بود
درد و محنت سپه و فقر سپهسالار است ۶
ای که جان و تن ما را تو خریدار استی
دکه ماست که اکنون بسر بازار است ۷
ما دم از صلح زنیم و همه قهرند از ما
خلق را این چه ره و رسم و چسان کردار است ۸
لا مکانیم و نداریم مکان جز دل دوست
دوست داند که دلش مأمن هر دلدار است ۹
خواهی ار مرد خدا را تو نکو بشناسی
صلح میزان بود و صدق و صفا معیار است ۱۰
«حاجب » ار قصد کند جان تو را خصم چه باک
محتسب را همه دانند که در بازار است ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۲۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶ - روشنیم سر تا پا گر زمانه تاریک است
گوهر بعدی:شماره ۵۸ - پادشاهان را خبر از عالم درویش نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.