هوش مصنوعی: این شعر از حافظ، به موضوعاتی مانند عرفان، عشق، جوانی، گذشت از عیوب دیگران و بندگی خدا می‌پردازد. شاعر از قلم و سخن غیبی سخن می‌گوید، از عشق و می‌ستاید، و به اهمیت گذشت و خدمت به خدا اشاره می‌کند. در پایان نیز به جایگاه والای حافظ به عنوان لسان‌الغیب اشاره دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان شعری کلاسیک ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر چالش‌برانگیز باشد.

شماره ۱۰۲ - مرا قلم سخن از غیب و علم غیب کند

مرا قلم سخن از غیب و علم غیب کند
کجاست آنکه در این نکته شک و ریب کند ۱

چنان ز، خم بسبو کرده باده پیرمغان
که خاکروبی میخانه را صهیب کند ۲

گذار باد بهار، ار، ز زلف جانان است
چرا بساط زمین را عبیر حبیب کند ۳

به عنفوان شبابم سفید شد سر و روی
کسی به فصل شباب آرزوی شیب کند؟ ۴

ز عیب و نقص کسان در گذر که جمله از اوست
خدای را که تواند که نقص و عیب کند ۵

میان ببندگی پیر وقت باید بست
که خدمت تو، بسی یونس و شعیب کند ۶

بدین وطیر سخن گر کسی کند «حاجب »
چو «حافظ » است که خود را لسان غیب کند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۱ - مئی که باده وصل تو در، دماغ کند
گوهر بعدی:شماره ۱۰۳ - خود را، ز قید هستی، آزاد کرد باید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.