هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، دعوتی به مینوشی و مستی است با تأکید بر لذتهای آنی زندگی و بیخبری زاهد از این لذات. شاعر از عشق، مستی، و رازهای میخانه سخن میگوید و مخاطب را به تجربهی این حالات دعوت میکند. همچنین، انتقادی به زاهدان و سخنپردازان بیعمل دارد و بر اهمیت عمل مردانه تأکید میورزد.
رده سنی:
18+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و انتقادی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، اشاره به شراب و مستی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۲۳۱ - برخیز و بیا ساقی بگشا در میخانه
برخیز و بیا ساقی بگشا در میخانه
بنشین و بدور افکن آنساغر مستانه ۱
تا یکسر مو باقیست از هستی تن مارا
زنهار مکن تأخیر در گردش پیمانه ۲
از ذوق مدام ما زاهد چه خبر دارد
ما جام بگردانیم آن سبحه صد دانه ۳
دیدیم رخ ساقی خوردیم می باقی
گشتیم بجان محرم با حضرت جانانه ۴
هر جا که فروزان شد از حسن رخت شمعی
عشق آمد و زد آتش در خرمن پروانه ۵
ای زن صفت از عشقش تا چند سخنگوئی
آنراه نگردد طی بی همت مردانه ۶
گر خویش گدای شهر صد فضل و هنر دارد
هرگز ندهندش جا در مجلس شاهانه ۷
ای تازه جوان از جان بشنو سخن پیران
هر چند بگوش تو آید همه افسانه ۸
چون نور علی تا خود از خود نشوی بیخود
هرگز نکنی معلوم راز می و میخانه ۹
بنشین و بدور افکن آنساغر مستانه ۱
تا یکسر مو باقیست از هستی تن مارا
زنهار مکن تأخیر در گردش پیمانه ۲
از ذوق مدام ما زاهد چه خبر دارد
ما جام بگردانیم آن سبحه صد دانه ۳
دیدیم رخ ساقی خوردیم می باقی
گشتیم بجان محرم با حضرت جانانه ۴
هر جا که فروزان شد از حسن رخت شمعی
عشق آمد و زد آتش در خرمن پروانه ۵
ای زن صفت از عشقش تا چند سخنگوئی
آنراه نگردد طی بی همت مردانه ۶
گر خویش گدای شهر صد فضل و هنر دارد
هرگز ندهندش جا در مجلس شاهانه ۷
ای تازه جوان از جان بشنو سخن پیران
هر چند بگوش تو آید همه افسانه ۸
چون نور علی تا خود از خود نشوی بیخود
هرگز نکنی معلوم راز می و میخانه ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۰ - دست در آفاق یافت نرگس فتان تو
گوهر بعدی:شماره ۲۳۲ - سخنی از لب آن یار بگویم یا نه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.