هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از درد عشق و حسرت ناشی از نبود معشوق سخن میگوید. شاعر از بینام و نشانی، بیزبانی، و بیپناهی خود در غم عشق مینالد و تنها زیبایی معشوق را مایهی آرامش خود میداند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و حسرتهای عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
شماره ۵۰ - کسی کان غم دلستانی ندارد
کسی کان غم دلستانی ندارد
چو جسمی بودآنکه جانی ندارد ۱
چه پرسی زنام و چه پرسی نشانش
کسی را که نام و نشانی ندارد ۲
بجز تیر حسرت چه حاصل کسی را
که آن یار ابرو کمانی ندارد ۳
دلم جز گل رو و گلزار کویش
هوای گل و گلستانی ندارد ۴
بوصف دهانش بود غنچه گویا
ولیکن چو سوسن زبانی ندارد ۵
دراین گلستان جز بهار رخش را
بهاری که در پی خزانی ندارد ۶
بیان معانی کند نور بشنو
اگر چه معانی بیانی ندارد ۷
چو جسمی بودآنکه جانی ندارد ۱
چه پرسی زنام و چه پرسی نشانش
کسی را که نام و نشانی ندارد ۲
بجز تیر حسرت چه حاصل کسی را
که آن یار ابرو کمانی ندارد ۳
دلم جز گل رو و گلزار کویش
هوای گل و گلستانی ندارد ۴
بوصف دهانش بود غنچه گویا
ولیکن چو سوسن زبانی ندارد ۵
دراین گلستان جز بهار رخش را
بهاری که در پی خزانی ندارد ۶
بیان معانی کند نور بشنو
اگر چه معانی بیانی ندارد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۳۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹ - دل گرچه ترا بمن نباشد
گوهر بعدی:شماره ۵۱ - گذر چون ترا بر مقامم فتاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.