هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و دیوانگی ناشی از آن سخن میگوید. او دلباختگی به معشوقهای زیبا را توصیف میکند که باعث از دست دادن دین و دل شده است. شاعر از زیبایی معشوقه چنان میگوید که حتی خورشید و سروهای آزاد در مقابل او سرافکنده میشوند. در نهایت، شاعر از غم عشق و فریادهای ناشی از آن مینالد.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۵۲ - دلی دارم ز عشق آن پری زاد
دلی دارم ز عشق آن پری زاد
بزنجیر جنون پا بست بیداد ۱
سرم گردید تا سودائی او
متاع دین و دل داده است برباد ۲
چگویم از مه رویش که خورشید
چو دید ازآسمان برخاک افتاد ۳
مپرس از قامتش کز جلوه کرد
اسیر خود هزاران سرو آزاد ۴
صنوبر را دل از این غصه شد ریش
که بر زلفش چرا زد شانه شمشاد ۵
بهر لب کز غمش بگذارم انگشت
از آن لب بر نیاید غیر فریاد ۶
زهی طوطی طبع نور کامروز
ز شعر شکرش داد سخن داد ۷
بزنجیر جنون پا بست بیداد ۱
سرم گردید تا سودائی او
متاع دین و دل داده است برباد ۲
چگویم از مه رویش که خورشید
چو دید ازآسمان برخاک افتاد ۳
مپرس از قامتش کز جلوه کرد
اسیر خود هزاران سرو آزاد ۴
صنوبر را دل از این غصه شد ریش
که بر زلفش چرا زد شانه شمشاد ۵
بهر لب کز غمش بگذارم انگشت
از آن لب بر نیاید غیر فریاد ۶
زهی طوطی طبع نور کامروز
ز شعر شکرش داد سخن داد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۱ - گذر چون ترا بر مقامم فتاد
گوهر بعدی:شماره ۵۳ - گرم صد ره زنی با تیغ بیداد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.