هوش مصنوعی:
شاعر در این اشعار از فراق یار و درد هجران مینالد. او توصیف میکند که چگونه یارش سفر کرده و او را در آغوش وداع گرفته است. شاعر از جفاهای یار و تشنگی وصال او میگوید و آرزو میکند که یارش به سلامت بازگردد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۶۳ - خرم دل یاری که نگارش چو سفر کرد
خرم دل یاری که نگارش چو سفر کرد
خود دست در آغوش وداعش بکمر کرد ۱
جز یار من آن شوخ جفا کار نگاری
بی دیدن یاران نشنیدم که سفر کرد ۲
بینائی وی را خللی راه نیابد
هر دیده که خاک ره او کحل بصر کرد ۳
یاقوت لبش کی بود از قوت بازو
آنکس که نه خون دلش از قوت جگر کرد ۴
لب تشنه وصلش چو مرا دید ز هجران
صد جوی روان بر رخم از دیده تر کرد ۵
پیغام سلام از لب شیرین چو فرستاد
حنظل بدهن داشتم و طعم شکر کرد ۶
یارب بوطن از سفرش آر سلامت
تا نور نگوید که ز ما قطع نظر کرد ۷
خود دست در آغوش وداعش بکمر کرد ۱
جز یار من آن شوخ جفا کار نگاری
بی دیدن یاران نشنیدم که سفر کرد ۲
بینائی وی را خللی راه نیابد
هر دیده که خاک ره او کحل بصر کرد ۳
یاقوت لبش کی بود از قوت بازو
آنکس که نه خون دلش از قوت جگر کرد ۴
لب تشنه وصلش چو مرا دید ز هجران
صد جوی روان بر رخم از دیده تر کرد ۵
پیغام سلام از لب شیرین چو فرستاد
حنظل بدهن داشتم و طعم شکر کرد ۶
یارب بوطن از سفرش آر سلامت
تا نور نگوید که ز ما قطع نظر کرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۲ - دنیا مطلب که نیست جاوید
گوهر بعدی:شماره ۶۴ - ای ز لبت کام ما چون نیشکر لذیذ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.