هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از درد و رنج خود سخن میگوید و از گم شدن آرامش و شادی در زندگی خود شکایت میکند. او از اشکهای عاریهای که برای دیگران میریزد و از گسستن پیوندهای عاطفی خود با یارش مینالد. شاعر همچنین از نالههای خود و نبود دادگری در زندگی خود سخن میگوید.
رده سنی:
18+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاطفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، موضوعات غم و اندوه و عشق در آن به گونهای بیان شدهاند که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
غزل ۱۲ - درد زده است جان من میوهٔ جان من کجا
درد زده است جان من میوهٔ جان من کجا
درد مرا نشانه کرد درد نشان من کجا ۱
دوش ز چشم مردمان اشک به وام خواستم
این همه اشک عاریه است اشک روان من کجا ۲
او ز من خراب دل کرد چو گنج پی نهان
من که خرابه اندرم گنج نهان من کجا ۳
یار ز من گسست و من بهر موافقت کنون
بند روان گسستهام انس روان من کجا ۴
گه گهی آن شکرفشان سرکه فشان ز لب شدی
گرم جگر شدم ز تب سرکهفشان من کجا ۵
روز به روز بر فلک بخشش عافیت بود
آن همه را رسیده بخش ای فلک آن من کجا ۶
نالهٔ خاقانی اگر دادستان شد از فلک
نالهٔ من نبست غم دادستان من کجا ۷
درد مرا نشانه کرد درد نشان من کجا ۱
دوش ز چشم مردمان اشک به وام خواستم
این همه اشک عاریه است اشک روان من کجا ۲
او ز من خراب دل کرد چو گنج پی نهان
من که خرابه اندرم گنج نهان من کجا ۳
یار ز من گسست و من بهر موافقت کنون
بند روان گسستهام انس روان من کجا ۴
گه گهی آن شکرفشان سرکه فشان ز لب شدی
گرم جگر شدم ز تب سرکهفشان من کجا ۵
روز به روز بر فلک بخشش عافیت بود
آن همه را رسیده بخش ای فلک آن من کجا ۶
نالهٔ خاقانی اگر دادستان شد از فلک
نالهٔ من نبست غم دادستان من کجا ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۵۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱ - جام می تا خط بغداد ده ای یار مرا
گوهر بعدی:غزل ۱۳ - سر به عدم درنه و یاران طلب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.