هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و فداکاری سخن میگوید و بیان میکند که برای رسیدن به معشوق، حاضر است از همه چیز بگذرد، حتی از مذهب و اعتقادات خود. او عشق را فراتر از هر چیز میداند و آماده است برای آن هرگونه خطر و سختی را بپذیرد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی مفاهیم مانند فداکاری در عشق و چالشهای مذهبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا نامفهوم باشد.
غزل ۱۲۵ - اول از خود بری توانم شد
اول از خود بری توانم شد
پس تو را مشتری توانم شد ۱
بر سر تیغ عشق سر بنهم
گر پیت سرسری توانم شد ۲
عشق تو چون خلاف مذهبهاست
خصم مذهبگری توانم شد ۳
تا به اسلام عشق تو برسم
بندهٔ کافری توانم شد ۴
جان من تا ز توست آن جایی
من کجا ایدری توانم شد ۵
یار چون لشکری شود من نیز
بر پیش لشکری توانم شد ۶
گفت خاقانی از خدا برهم
گر ز عشق بری توانم شد ۷
پس تو را مشتری توانم شد ۱
بر سر تیغ عشق سر بنهم
گر پیت سرسری توانم شد ۲
عشق تو چون خلاف مذهبهاست
خصم مذهبگری توانم شد ۳
تا به اسلام عشق تو برسم
بندهٔ کافری توانم شد ۴
جان من تا ز توست آن جایی
من کجا ایدری توانم شد ۵
یار چون لشکری شود من نیز
بر پیش لشکری توانم شد ۶
گفت خاقانی از خدا برهم
گر ز عشق بری توانم شد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۶۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۴ - لب جانان دوای جان بخشد
گوهر بعدی:غزل ۱۲۶ - دل عاشق به جان فرو ناید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.