هوش مصنوعی: این شعر از خاقانی بیانگر ناامیدی و یأس شاعر از رسیدن به معشوق و آرزوهایش است. شاعر احساس می‌کند که هیچ‌کس نمی‌تواند به معشوق یا آرزوهایش دست یابد و همه چیز دور از دسترس است. او از بی‌وفایی و بی‌عدالتی در جهان شکایت می‌کند و احساس می‌کند که همه چیز از جمله عشق و عدالت، از دسترس او و دیگران دور است.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات ناامیدی و شکایت از بی‌عدالتی نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد تا به درستی درک شود.

غزل ۱۲۷ - دل از آن دلستان به کس نرسد

دل از آن دلستان به کس نرسد
بر از آن بوستان به کس نرسد ۱

بی‌غمش رنگ عیش کسی نبرد
بی‌دمش بوی جان به کس نرسد ۲

به غلط بوسه‌ای بخواهم ازو
گرچه دانم که آن به کس نرسد ۳

لب به دندان فرو گزد یعنی
رطب از استخوان به کس نرسد ۴

وصلش اندیشه چون کنم کامروز
دولت از ناکسان به کس نرسد ۵

مردمی تنگ بار گشت چنان
کز درش آستان به کس نرسد ۶

عهد و انصاف پی غلط کردند
تا ازیشان نشان به کس نرسد ۷

همه بیگانه‌اند خلق آوخ
کاشنا زان میان به کس نرسد ۸

اهل دردی مجوی خاقانی
کاین مراد از جهان به کس نرسد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۶۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۲۶ - دل عاشق به جان فرو ناید
گوهر بعدی:غزل ۱۲۸ - عشق تو دست از میان کار برآورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.