هوش مصنوعی:
این شعر از خاقانی بیانگر اندوه و ناامیدی شاعر از گذر عمر و ناکامیهای زندگی است. او از از دست دادن عشق، امید و آرزوهایش سخن میگوید و از بلاها و سختیهایی که بر سرش آمده، شکایت میکند. شاعر احساس میکند که عمرش به بیهودگی سپری شده و تنها درد و رنج برایش باقی مانده است.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، بیان احساسات غمانگیز و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین و نامناسب باشد.
شمارهٔ ۵۹ - در رثاء خانوادهٔ خود
دردا که دل نماند و بر او نام درد ماند
وز یار یادگار دلم یاد کرد ماند ۱
بر شاخ عمر برق گذشت و خزان رسید
یک نیمه زو سیاه و دگر نیمه زرد ماند ۲
بر نخل بخت و گلبن امیدم ای دریغ
خار بلا بماند، نه خرما نه ورد ماند ۳
عمرم بشد به پای شب و روز و غم گذاشت
موکب دو اسبه رفت و همه راهگرد ماند ۴
دل نقشی از مراد چو موم از نگین گرفت
یک لحظه جفت بود و همه عمر فرد ماند ۵
گردون نبرد ساخت به خونریز با دلم
در دیده خون دل ز نشان نبرد ماند ۶
خاقانیا چه ماند تو را کاندهش خوری؟
کانده دلت بخورد و جگر نیم خورد ماند ۷
وز یار یادگار دلم یاد کرد ماند ۱
بر شاخ عمر برق گذشت و خزان رسید
یک نیمه زو سیاه و دگر نیمه زرد ماند ۲
بر نخل بخت و گلبن امیدم ای دریغ
خار بلا بماند، نه خرما نه ورد ماند ۳
عمرم بشد به پای شب و روز و غم گذاشت
موکب دو اسبه رفت و همه راهگرد ماند ۴
دل نقشی از مراد چو موم از نگین گرفت
یک لحظه جفت بود و همه عمر فرد ماند ۵
گردون نبرد ساخت به خونریز با دلم
در دیده خون دل ز نشان نبرد ماند ۶
خاقانیا چه ماند تو را کاندهش خوری؟
کانده دلت بخورد و جگر نیم خورد ماند ۷
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۷
۵۳۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۵۸ - این قصیدهٔ را در جواب امام مجد الدین سروده و به مدح شاه اخستان پایان داده است
گوهر بعدی:شمارهٔ ۶۰ - در شکایت از روزگار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.