هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از غم و درد ناشی از عشق و جدایی سخن میگوید و بیان میکند که چگونه این غم او را مانند شمع در بزم درد سوزانده و به گریه و سوز دل واداشته است. او اشاره میکند که پیش از این، گریه و سوز دل را نمیدانست، اما استاد تغافل (بیاعتنایی) این درس را به او آموخته است.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۴ - ای دوست غم تو سربه سر سوخت مرا
ای دوست غم تو سربه سر سوخت مرا
چون شمع به بزم درد افروخت مرا ۱
من گریه و سوز دل نمیدانستم
استاد تغافل تو آموخت مرا ۲
چون شمع به بزم درد افروخت مرا ۱
من گریه و سوز دل نمیدانستم
استاد تغافل تو آموخت مرا ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۴۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳ - دل خاص تو و من تن تنها اینجا
گوهر بعدی:شماره ۵ - عشق تو بکشت عالم و عامی را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.