هوش مصنوعی:
شاعر از شب و زلف معشوق خود سخن میگوید و از ابر میخواهد تا پردهای بر ماه بیندازد. همچنین از صبح میخواهد که بازگردد و به سوی او نیاید. این اشعار بیانگر عشق و اشتیاق شاعر به معشوق و طبیعت است.
رده سنی:
16+
این متن شامل مفاهیم عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۸۰ - ای زلف بتم به شب سیاهی ده باز
ای زلف بتم به شب سیاهی ده باز
وی شب شب وصل است دژم باش و دراز ۱
ای ابر برآی و پرده بر ماه انداز
وی صبح کرم کن و میا زآن سو باز ۲
وی شب شب وصل است دژم باش و دراز ۱
ای ابر برآی و پرده بر ماه انداز
وی صبح کرم کن و میا زآن سو باز ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۴۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۹ - ای نیش به دل زین فلک سفله نواز
گوهر بعدی:شماره ۱۸۱ - ای ماه شب است پردهٔ وصل بساز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.