هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و انتظار سخن میگوید و بیان میکند که هیچ چیز به اندازه عشق و وصال معشوق ارزش ندارد. او از ناپایداری زمانه و بیوفایی آن شکایت میکند و عشق را بالاتر از هر چیزی میداند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم انتزاعی و پیچیدهای که در شعر وجود دارد، نیاز به تجربه و درک بیشتری از زندگی و عشق دارد.
غزل ۹۱ - نه وعدهٔ وصلت انتظار ارزد
نه وعدهٔ وصلت انتظار ارزد
نه خمر هوای تو خمار ارزد ۱
هم طبع زمانهای که نشکفته است
کس را ز تو هیچ گل که خار ارزد ۲
بر باد تو داد روزگارم دل
وان چیست ترا که روزگار ارزد ۳
منصوبه منه که با دغای تو
حقا که اگر نه شش چهار ارزد ۴
گویی به هزار جان دهم بوسی
زیرا که یکی به صد هزار ارزد ۵
وانجا که کناری اندر افزایی
صد ملک زمانه یک کنار ارزد ۶
برگیر شمار حسن خویش آخر
تا بوس و کنار بر شمار ارزد ۷
گویی که به صد چو انوری ارزم
آری شبه در شاهوار ارزد ۸
نه خمر هوای تو خمار ارزد ۱
هم طبع زمانهای که نشکفته است
کس را ز تو هیچ گل که خار ارزد ۲
بر باد تو داد روزگارم دل
وان چیست ترا که روزگار ارزد ۳
منصوبه منه که با دغای تو
حقا که اگر نه شش چهار ارزد ۴
گویی به هزار جان دهم بوسی
زیرا که یکی به صد هزار ارزد ۵
وانجا که کناری اندر افزایی
صد ملک زمانه یک کنار ارزد ۶
برگیر شمار حسن خویش آخر
تا بوس و کنار بر شمار ارزد ۷
گویی که به صد چو انوری ارزم
آری شبه در شاهوار ارزد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۰ - دل راه صلاح برنمیگیرد
گوهر بعدی:غزل ۹۲ - جانا دهان تنگت صد تنگ شکر ارزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.