هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و وابستگی شدید خود به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که بدون او توانایی ادامه زندگی را ندارد. او از غم و تیماری که بر جانش چیره شده مینالد و اظهار میکند که دیگر صبر و توانی برای تحمل این وضعیت ندارد. شاعر همچنین از بیاعتقادی به مذهب و کیش سخن میگوید و این موضوع را به عشق خود نسبت میدهد.
رده سنی:
18+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی مانند عشق شدید، غم وجودی و بیاعتقادی مذهبی است که درک و تحلیل آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. این مفاهیم ممکن است برای افراد زیر 18 سال قابل درک نباشد یا باعث سردرگمی آنها شود.
غزل ۱۱۶ - طاقت عشق تو زین بیشم نماند
طاقت عشق تو زین بیشم نماند
بیش از این بیتو سر خویشم نماند ۱
راست میخواهی نخواهم بیتو عمر
برگ گفتار کمابیشم نماند ۲
شد توانگر جانم از تیمار و غم
زان دل بیصبر درویشم نماند ۳
تا گرفتم آشنایی با غمت
در جهان بیگانه و خویشم نماند ۴
چون کنم تدبیر کارت چون کنم
چون دل تدبیراندیشم نماند ۵
انوری تا کی از این کافربچه
کاعتقاد مذهب و کیشم نماند ۶
بیش از این بیتو سر خویشم نماند ۱
راست میخواهی نخواهم بیتو عمر
برگ گفتار کمابیشم نماند ۲
شد توانگر جانم از تیمار و غم
زان دل بیصبر درویشم نماند ۳
تا گرفتم آشنایی با غمت
در جهان بیگانه و خویشم نماند ۴
چون کنم تدبیر کارت چون کنم
چون دل تدبیراندیشم نماند ۵
انوری تا کی از این کافربچه
کاعتقاد مذهب و کیشم نماند ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۵ - حسن تو گر بر همین قرار بماند
گوهر بعدی:غزل ۱۱۷ - درد تو دلا نهان نماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.