هوش مصنوعی:
در این متن، شرح نبردی بین سپاه ایران و تازیان (اعراب) آمده است. در این جنگ، شعیب، سالار تازیان، کشته میشود و سپاه عرب مجبور به عقبنشینی میشود. پس از جنگ، جهاندار ایران (پور همای) به سپاهیان خود بخشش میکند و مرزبانی را برای جمعآوری خراج از دشتها انتخاب میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم تاریخی و حماسی است که ممکن است برای کودکان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، توصیفهای جنگ و خونریزی ممکن است برای مخاطبان کمسن مناسب نباشد. بنابراین، این متن بیشتر برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است که توانایی درک مفاهیم تاریخی و ادبی را دارند.
بخش ۲ - چنان بد که از تازیان صدهزار
چنان بد که از تازیان صدهزار
نبرده سواران نیزه گزار ۱
برفتند و سالار ایشان شعیب
یکی نامدار از نژاد قتیب ۲
جهاندار ایران سپاهی ببرد
بگفتند کان را نشاید شمرد ۳
فراز آمدند آن دو لشکر بهم
جهان شد ز پرخاشجویان دژم ۴
زمین آن سپه را همی برنتافت
بران بوم کس جای رفتن نیافت ۵
ز باران ژویین و باران تیر
زمین شد ز خون چون یکی آبگیر ۶
خروشی برآمد ز هر پهلوی
تلی کشته دیدند بر هر سوی ۷
سه روز و سه شب زین نشان جنگ بود
تو گفتی بریشان جهان تنگ بود ۸
چهارم عرب روی برگاشتند
به شب دشت پیکار بگذاشتند ۹
شعیب اندران رزمگه کشته شد
عرب را همه روز برگشته شد ۱۰
بسی اسپ تازی به زین خدنگ
هم از نیزه و تیغ و خفتان جنگ ۱۱
ازان رفتگان ماند آنجا به جای
به نزد جهاندار پور همای ۱۲
ببخشید چیزی که بد بر سپاه
ز اسپ و ز رمح و ز تیغ و کلاه ۱۳
ز لشکر یکی مرزبان برگزید
که گفتار ایشان بداند شنید ۱۴
فرستاد تا باژ خواهد ز دشت
ازان سال و آن سال کاندر گذشت ۱۵
نبرده سواران نیزه گزار ۱
برفتند و سالار ایشان شعیب
یکی نامدار از نژاد قتیب ۲
جهاندار ایران سپاهی ببرد
بگفتند کان را نشاید شمرد ۳
فراز آمدند آن دو لشکر بهم
جهان شد ز پرخاشجویان دژم ۴
زمین آن سپه را همی برنتافت
بران بوم کس جای رفتن نیافت ۵
ز باران ژویین و باران تیر
زمین شد ز خون چون یکی آبگیر ۶
خروشی برآمد ز هر پهلوی
تلی کشته دیدند بر هر سوی ۷
سه روز و سه شب زین نشان جنگ بود
تو گفتی بریشان جهان تنگ بود ۸
چهارم عرب روی برگاشتند
به شب دشت پیکار بگذاشتند ۹
شعیب اندران رزمگه کشته شد
عرب را همه روز برگشته شد ۱۰
بسی اسپ تازی به زین خدنگ
هم از نیزه و تیغ و خفتان جنگ ۱۱
ازان رفتگان ماند آنجا به جای
به نزد جهاندار پور همای ۱۲
ببخشید چیزی که بد بر سپاه
ز اسپ و ز رمح و ز تیغ و کلاه ۱۳
ز لشکر یکی مرزبان برگزید
که گفتار ایشان بداند شنید ۱۴
فرستاد تا باژ خواهد ز دشت
ازان سال و آن سال کاندر گذشت ۱۵
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۵
۴۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۱ - کنون آفرین جهانآفرین
گوهر بعدی:بخش ۳ - شد از جنگ نیزهوران تا به روم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.