هوش مصنوعی: در این متن، با طلوع صبح، سپاهی بازگردانده می‌شود. دو فرد با چهره‌هایی شبیه به نی ظاهر می‌شوند و با تاریکی شب، یکی از آنها نامه‌ای به پسرش می‌نویسد و از او می‌خواهد که کژی را به باغ بیاورد. اردشیر از بالین ما برخاست و مانند تیری از کمان به سوی پارس رفت و در جستجوی چیزی پنهان شد. او از دیگران خواست که این راز را فاش نکنند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق و استعاری است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و سبک ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کهن دارد.

بخش ۹ - چو شب روز شد بامداد پگاه

چو شب روز شد بامداد پگاه
بفرمود تا بازگردد سپاه ۱

بیامد دو رخساره همرنگ نی
چو شب تیره گشت اندر آمد بری ۲

یکی نامه بنوشت نزد پسر
که کژی به باغ اندر آورد بر ۳

چنان شد ز بالین ما اردشیر
کزان سان نجست از کمان ایچ تیر ۴

سوی پارس آمد بجویش نهان
مگوی این سخن با کسی در جهان ۵
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۵۰۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:بخش ۸ - چنان بد که بی‌ماه روی اردوان
گوهر بعدی:بخش ۱۰ - وزین سو به دریا رسید اردشیر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.