هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق نافرجام و درد هجران سخن می‌گوید. او از عشق بی‌پاسخ و رنج‌هایی که متحمل شده است، شکایت می‌کند و بیان می‌کند که هیچ‌کس مانند او شیفته و دلباخته نشده است. شاعر همچنین از بی‌توجهی معشوق و نبود درمان برای دردهایش گلایه می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌ی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

غزل ۱۹۶ - چاره سگالیدنم فایده‌ای چون نکرد

چاره سگالیدنم فایده‌ای چون نکرد
آتش هجران تو جز جگرم خون نکرد ۱

نیست کسی در جهان کش چو من شیفته
زلف چو مفتول تو عاشق و مفتون نکرد ۲

سر و چمن، گر چه هست تازه، ولی همچو تو
نکتهٔ شیرین نگفت، شیوهٔ موزون نکرد ۳

درد نهان مرا هیچ علاجی نبود
عقرب زلف ترا هیچ کس افسون نکرد ۴

زخم که من می‌خورم، سینهٔ رامین نخورد
گریه که من می‌کنم، دیدهٔ مجنون نکرد ۵

عاشق صادق کسیست کو سخن و سر تو
تن‌زد و باکس نگفت، خون شد و بیرون نکرد ۶

روز نشد هیچ شب کاوحدی از هجر تو
نعره دگر سان نداشت، ناله دگرگون نکرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۹۵ - وصف روی آن پسر خواهیم کرد
گوهر بعدی:غزل ۱۹۷ - جز لبم شرح میان او نکرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.