هوش مصنوعی:
اردشیر بر تخت شاهی نشست و ایرانیان را گرد آورد. او بر عدالت و آرامش تأکید کرد و قول داد که اگر جهان با او همراه شود، آرامش و قدرت خود را نشان خواهد داد. او تاج و تخت را به شاپور سپرد و از مردم خواست تا به داد و آیین پایبند باشند. شاپور نیز به پیمان خود وفادار ماند و به عدالت و بخشش ادامه داد.
رده سنی:
12+
متن دارای مفاهیم تاریخی و اخلاقی است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم تاریخی و ادبی دارد. همچنین، زبان و ساختار متن ممکن است برای کودکان زیر 12 سال پیچیده باشد.
پادشاهی اردشیر نکوکار
چو بنشست بر گاه شاه اردشیر
بیاراست آن تخت شاپور پیر ۱
کمر بست و ایرانیان را بخواند
بر پایهٔ تخت زرین نشاند ۲
چنین گفت کز دور چرخ بلند
نخواهم که باشد کسی را گزند ۳
جهان گر شود رام با کام من
ببینند تیزی و آرام من ۴
ور ایدونک با ما نسازد جهان
بسازیم ما با جهان جهان ۵
برادر جهان ویژه ما را سپرد
ازیرا که فرزند او بود خرد ۶
فرستم روان ورا آفرین
که از بدسگالان بشست او زمین ۷
چو شاپور شاپور گردد بلند
شود نزد او گاه و تاج ارجمند ۸
سپارم بدو گاه و تاج و سپاه
که پیمان چنین کرد شاپور شاه ۹
من این تخت را پایکار ویام
همان از پدر یادگار ویام ۱۰
شما یکسره داد یاد آورید
بکوشید و آیین و داد آورید ۱۱
چنان دان که خوردیم و بر ما گذشت
چو مردی همه رنج ما باد گشت ۱۲
چو ده سال گیتی همی داشت راست
بخورد و ببخشید چیزی که خواست ۱۳
نجست از کسی باژ و ساو و خراج
همی رایگان داشت آن گاه و تاج ۱۴
مر او را نکوکار زان خواندند
که هرکس تنآسان ازو ماندند ۱۵
چو شاپور گشت از در تاج و گاه
مر او را سپرد آن خجسته کلاه ۱۶
نگشت آن دلاور ز پیمان خویش
به مردی نگه داشت سامان خویش ۱۷
بیاراست آن تخت شاپور پیر ۱
کمر بست و ایرانیان را بخواند
بر پایهٔ تخت زرین نشاند ۲
چنین گفت کز دور چرخ بلند
نخواهم که باشد کسی را گزند ۳
جهان گر شود رام با کام من
ببینند تیزی و آرام من ۴
ور ایدونک با ما نسازد جهان
بسازیم ما با جهان جهان ۵
برادر جهان ویژه ما را سپرد
ازیرا که فرزند او بود خرد ۶
فرستم روان ورا آفرین
که از بدسگالان بشست او زمین ۷
چو شاپور شاپور گردد بلند
شود نزد او گاه و تاج ارجمند ۸
سپارم بدو گاه و تاج و سپاه
که پیمان چنین کرد شاپور شاه ۹
من این تخت را پایکار ویام
همان از پدر یادگار ویام ۱۰
شما یکسره داد یاد آورید
بکوشید و آیین و داد آورید ۱۱
چنان دان که خوردیم و بر ما گذشت
چو مردی همه رنج ما باد گشت ۱۲
چو ده سال گیتی همی داشت راست
بخورد و ببخشید چیزی که خواست ۱۳
نجست از کسی باژ و ساو و خراج
همی رایگان داشت آن گاه و تاج ۱۴
مر او را نکوکار زان خواندند
که هرکس تنآسان ازو ماندند ۱۵
چو شاپور گشت از در تاج و گاه
مر او را سپرد آن خجسته کلاه ۱۶
نگشت آن دلاور ز پیمان خویش
به مردی نگه داشت سامان خویش ۱۷
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۷
۴۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
قبلی:پادشاهی شاپور ذوالاکتاف
بعدی:پادشاهی شاپور سوم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.