هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از ساقی می‌خواهد که در فصل بهار به او شراب بدهد و تأکید می‌کند که نوشیدن شراب بدون موسیقی و همراهی یار لطیف و موافق لذت‌بخش نیست. او از زیبایی طبیعت و یار لطیف خود سخن می‌گوید و از غم و اندوه دوری می‌جوید. شاعر همچنین به تجربه‌های خود با دوستان و نوشیدن شراب اشاره می‌کند و از زیبایی گل و بلبل و طبیعت بهاری سخن می‌گوید.
رده سنی: 18+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است و همچنین به موضوعاتی مانند شراب و مستی اشاره می‌کند که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر مناسب نباشد. درک کامل این مفاهیم نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد.

غزل ۷۸۹ - ساقی، بده شرابم، کندر چنین بهاری

ساقی، بده شرابم، کندر چنین بهاری
نتوان شراب خوردن بی‌مطربی و یاری ۱

یاری لطیف باید، گوینده‌ای موافق
تا می‌تواند از تن کردن بدل گذاری ۲

آن کش نشسته باشد در خانه لاله‌رویی
حاجت نباشد او را رفتن به لاله‌زاری ۳

چون تاختن کند غم آهنگ سبزه‌ای کن
بر گرد او کشیده از بید و گل حصاری ۴

آن ترک را به مستی امروز در میان کش
ور در میان نیاید، آخر کم از کناری ۵

عیبم مکن، که دیگر مشکل خلاص یابد
او را کزین گلستان دامن گرفت خاری ۶

این هفته با حریفان من کار آب کردم
چون آب کارگر شد، از من مجوی کاری ۷

آن ماه با حریفی هر شب شراب نوشد
تا جام او نباشد بی‌کلفت خماری ۸

گل گر به رغم سنبل بر خال دل نبندد
در بلبلان نیفتد زان گونه خار خاری ۹

چون چشم من نگردی ابری به گلستانی
چون اوحدی ننالد مرغی ز شاخساری ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۸۸ - ز تورانیان تنگ چشمی سواری
گوهر بعدی:غزل ۷۹۰ - من به هر جوری نخواهم کرد زاری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.